گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 39

نیست یکی از دوستان می‌گفت تو مغالطه می‌کنی، بفرما این نقشه و روی این نقشه تصویر دریای مدیترانه را می‌بینی. دریای مدیترانه ابعادی دارد. طول آن پنج هزار کیلومتر و عرض آن چهار هزار کیلومتر است. انسان چگونه این دریا را با این ابعاد رو�� نقشه‌ای که طول آن یک متر و نیم است جا داده است؟ همان‌گونه که دریا را در نقشه به تصویر کشیده‌ایم، همان‌طور هم منزل خود را در شیاح در ذهن خود تصور می‌کنیم. و این صورت‌ها درست مانند نقشه دریای مدیترانه است که به رغم کوچک بودن ابعادش نشان‏دهنده کل دریاست. در پاسخ می‏گویم: آیا آنچه روی نقشه است، همان دریای مدیترانه است؟ نه، آنچه روی نقشه است، رنگ آبی و خط مارپیچ سیاه و برخی کلمات است. ولی آنچه در برابر نقشه می‏ایستد و دریا را حقیقتاً درک می‏کند، مغز شماست. آن دریایی که روی نقشه است، حقیقت دریا نیست و همان دریایی نیست که در ذهن شماست. ذهن شما می‌تواند دریا را با همه بزرگی و کشتی‏ها و جزیره‏ها و سواحل آن و جنگ‌هایی که در آن رخ داده است، تصور کند. چگونه کوچک می‏تواند بزرگ را در بر بگیرد؟ حتماً ظرف دیگری غیر از این سر و این سلول‏ها و اعصاب وجود دارد. نوع دیگری از وجود هست که با وجود جسمانی متفاوت است. آن وجود، همان روح است.
مثال دیگر درباره سرعت است. می‏دانید که بیشترین سرعت در جهان از آنِ نور است: سیصد هزار کیلومتر در ثانیه. نور خورشید هشت دقیقه طول می‏کشد تا به زمین برسد، اما ذهن انسان، به مجرد شنیدن نام خورشید، آن را درک می‏‏کند و نیازی به هشت دقیقه نیست. این موجودی که در یک لحظه می‏تواند به خورشید برسد، چیست؟ شاید کسی بگوید: سرعت فکر کردن بیشتر از سرعت نور است؛ ولی من می‏گویم: من با همان سرعتی که خورشید را درک کردم، مجلس اعلا و شیاح و غبیری و صور و مرزهای لبنان با اسرائیل و آمریکا و ماه و همچنین ستارگانی که میلیون‌ها سال نوری از ما دور هستند، همگی را درک می‏کنم. بنابراین، بحث محاسبه زمان نیست و با مقیاس‏ها و معیارهای طبیعی نمی‏توان به آن پرداخت. در طبیعت، حرکت نیازمند زمان است و برای انتقال باید مدتی از زمان سپری شود، درحالی‌که ذهن انسان تابع معیارهایی نیست که همه حرکت‏ها و انتقال‏های مادی در طبیعت از آن‌ها تبعیت می‌کند. این از نوعی دیگر است. این مبحث جدیدی است که در اثبات روح به کار می‌بریم.البته باید بررسی شود.
مسئله کوچکی و بزرگی، دوری و نزدیکی، مقایسه‏ها و بسیاری دیگر از لوازمی که درمورد ماده می‏بینیم و به تعبیری دقیق‏تر، صفات و ویژگی‏های ماده، مانند حرکت و تعیّن و زمان و مکان، درمورد بعد دیگری از وجود من صادق نیست، زیرا حقیقت و شاخصه‏های آن بعد با جسم من متفاوت است و تابع قوانین مادی نیست. این بعد همان روح است.
آیا شما کتاب جناب آقای یوسف مروه، القرآن الکریم و العلوم الطبیعیه، را خوانده‌اید؟ من مقدمه‌ای زیبا با عنوان «داستان علم و ایمان» بر آن نوشته‌ام که خوب است بخوانید و در نشریه چاپ شود. جناب دکتر مروه مسئله‌ای را به شکلی علمی مطرح می‌کند. آیه « ﴿ وَإِنَّ یَوْماً عِندَ رَبِّک کَأَلْفِ سَنَة مِمَّا تَعُدُّونَ .»[49] و آیه‌ای دیگر «فِی یَوْم کَانَ

[49]. «و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست می‌کنند، درحالی‌که خدا هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند؛ و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از سال‌هایی است که شما می‌شمارید.» (حج، 47)
صفحه40 از487