گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 37

دارند یا انسان را می‌پرستند، به آن رسیده‌اند. اسلام در پاسخ، افقی دیگر و روزی دیگر و حیاتی دیگر را معرفی می‏کند. فکر و آرمان و بلندپروازی انسان، به هرکجا هم که برسد، باز همین پاسخ را می‏شنود. چرا؟ چون قرآن برای انسان افقی بی‏انتها قرار داده است. خدا موجودی بی‏انتهاست و مرا به خلافت و جانشینی خود برگزیده و رسالت خود را بر دوش من گذاشته است و من امانتی را به دوش کشیده‌ام که کوه‏ها و زمین و آسمان نتوانستند تحمل کنند. به دوش کشیدن این بار به معنای آن است که پیش روی من بی‏نهایت قرار دارد و هرچه دارم باید بی‏نهایت باشد: فرهنگ، بینش، ایمان، آرمان، افق، زندگی، مصلحت، مفسده، مالکیت و همه‌چیز. متأسفانه بخشی از افراد ملت ما هنوز افقشان «من» است، یا برخی خانواده من، صدر، موسوی و... از فرد به خانواده و از آنجا به قبیله و به همین ترتیب. به کجا می‏خواهید برسید؟ به هر درجه از درک و فهم که برسید، قرآن تو را به دنیایی دیگر فرامی‏خواند، یعنی به آرمانی بی‏حد و مرز و توقف‏ناپذیر و به بعدی که هنوز به آن دست نیافته‏ای. در نتیجه تو همواره به سوی بزرگ و بزرگ‌تر شدن در حرکت هستی.
اینجاست که عظمت انسان آشکار می‏شود. اینجاست که مبدأ و معاد به یک نقطه می‏رسند. اینجاست که علت «آخرت» نامیدن آن جهان روشن می‏شود. دنیا و آخرت هر دو صفت زندگی هستند: ��ندگی دنیا و زندگی آخرت. دنیا یعنی نزدیک یعنی زندگی نزدیک. این‌گونه به مفهوم ادبی و تربیتی واژه آخرت پی ‌می‌بریم. هرگاه انسانی که به خدا و کتاب‌ها و پیامبران و فرشتگان او ایمان دارد، افق خود را تنها در همین حد نداند که بگوید افق من تنها این است که به خدا ایمان بیاورم و به احکام آسمانی عمل کنم و از فرشتگان خداوند یاری بخواهم و در این عرصه‌ای زندگی کنم که تنها مجموعه‏ای است از من و قبیله و میهن و همشهریان و ملت و تاریخ و گذشته و آینده‏ام، در این صورت همه این‌ها را دارد و بیشتر از آن را نیز دارد.
بنابراین، نخستین بخش از بحث معاد، جنبه تربیتی آن است، یعنی توسعه دادن افق در برابر انسان مؤمن، به‌طور پیوسته، تا به عظمت و مسئولیت خود پی ببرد و از سوی دیگر دریابد که اگر به حکومت و فرمانروایی رسید، آن را معیار بزرگ دانستن خود نپندارد. هر اندازه بزرگ شوی و بر افق خود سیطره پیدا کنی، باز افقی دیگر و روزی دیگر و جهانی دیگر وجود دارد.
بنابراین، قرآن و اسلام، پیوسته ما را دعوت می‏کنند که این حقیقت را درک کنیم که در پس هرچیزی چیز دیگر و در پس هر روزی روز دیگر و در پس هر حیاتی حیات دیگر است. این نکته اول.
نکته دوم: مسئله نگاه علمی و تحلیل علمی درمورد روز رستاخیز و حسابرسی اعمال است. این‌‌ها نیز مسائل مختلفی است که درباره آن فکر می‌شود و ج��ودانگی انسان را تثبیت می‌کند. می‏دانیم که انسان در کنار جسم و اعصاب و خون و مغز خود، عنصر دیگری به نام روح دارد.
دلیل وجود روح نیز وحدت [شخصیت] انسان است. ما خودمان را از کودکی تا روز مرگ یک شخص واحد به شمار می‌آوریم. عامل این وحدت چیست؟
می‌دانید که [بدن] انسان هر لحظه در حال دگرگون شدن است. حتماً در علوم طبیعی خوانده‌اید که سلول‌های بدن انسان تکثیر می‌شوند و سپس می‌میرند و سلول‌های مرده جای خود را به
صفحه38 از487