گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 134

حرکت کردن به همراه امام، همین آموزه‌هایی است که امام برای ما فرموده و به گوش ما رسانده. امام می‌فرماید: انسان از ترس مرگ، به کام مرگ می‌افتد. انسانی که در خانه‌اش بر او حمله می‌برند، خوار می‌شود. انسانی که به زندگی خود چنگ زده است و آن را وسیله‌ای برای کرامت و تعالی و رسیدن به اهدافش نمی‌داند، نمی‌تواند موفق باشد و به نگهبان زندگی خود تبدیل می‌شود. اگر انسان نگهبان زندگی خود شود، همه‌چیز را در راه نگه داشتن آن از دست می‌دهد، ولی اگر زندگی برای او ابزار باشد، از آن در راه حفظ کرامت و سربلندی خود بهره خواهد برد.
کار و حرکت در راه علی(ع) نیازمند جهاد و کوشش است، نه اینکه تنها حرف بزنیم و مسئولیت را به گردن دیگران بیندازیم.
برادران، «کُلُّکُم راع وَکُلُّکُم مَسئُولٌ عَن رَعیّتِهِ»[188] (همه شما نگهبان و مسئولید و همه شما نسبت به زیردستانتان مسئولیت دارید.) ما امروز با تمدن سرکش مادی روبه‌رو هستیم که جنگ‌های موجود در فلسطین و ویتنام و هر کشور دیگری، از دستاوردهای طبیعی آن است. فکر نکنید این فلان رئیس‌جمهور یا فلان رهبر در آمریکا یا اروپا یا روسیه است که اوضاع را به دست گرفته است، نه، تمدن مادی است که همه‌چیز را مسخّر کرده است. جانسون و امثال او، ابزارند. این روند طبیعی تمدن مادی است و این‌ها نیز نتایج حتمی آن است. ما هیچ چاره و راه گریزی نداریم جز اینکه به سوی خدا بازگردیم و روابط خود را بر اساس ایمان به خدا تعریف کنیم. راهی نداریم جز اینکه هریک از ما، مخلصانه، فداکارانه و مؤمنانه از خودش شروع کند.
ما باید احساس مسئولیت کنیم و از سستی و تنبلی به در آییم. اگر ما خاستگاه حرکت‌های خود را منافع فردی و مادی خود بدانیم، هرگز پیروز نمی‌شویم، زیرا به هوا و هوس خود ایمان داشته‌ایم، نه به خدا. اگر ما خود را در این دنیا ناتوان و در اقلیت و بی‌یاور بدانیم و اگر بر ایمان خود به خداوند تکیه نداشته باشیم و او را بزرگ‌ترین پشتوانه در زندگی و در مسیر حرکت خود ندانیم، در این صورت ما مستضعف هستیم. قدرت و توانایی ما در این است که احساس کنیم با کسی پیوند داریم که آسمان‌ها و زمین در دست اوست؛ کسی که « ﴿ السَّماوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ .»[189] پیوند داشتن با خدا با شعار دادن و توهم نیست، بلکه باید در زندگی خود توکل داشته باشیم و این احساس را در خود تقویت کنیم، تا از این راه توانمند شویم. باید از این خواری و زبونی بیرون آییم. باید خود را برای سخت‌کوشی و زندگی دشوار پرورش دهیم. باید در خود بیندیشیم. این زندگی که ما داریم، زندگی نیست؛ خواری و زبونی است. سرنوشت ما آینده ماست که همان امید و آرزوی ماست. زندگی انسان به امید اوست، زیرا اگر امیدی نداشته باشد و برای آینده در انتظار چیزی نباشد، از آینده خود جدا افتاده است. زندگی انسان همان امید اوست. امید یعنی انتظار سرنوشتی بهتر از امروز، در آینده.
امید بر دو گونه است: یک گونه آن، آرزو کردن بدون فراهم کردن ابزارهای منطقی آن است. امام علی(ع) درباره چنین آرزویی فرموده‌اند که فریب‌دهنده انسان‌های احمق است. کسی که منتظر است تا آینده‌ای درخشان در برابر خود بیابد، بدون

[188]. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالأنوار، چاپ دوم، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی، 1403 قمری، ج 72، ص 38.
[189]. «آسمان‌ها درهم‌پیچیده، در ید قدرت اوست.» (زمر، 67)