گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
138
این چه مسئلهای بود که پیامبر برای آن مردم را در آن بیابان خشک و بیآب و علف و در آن آفتاب سوزان جمع کرد؟ پیامبر در آخرین دیدار چه میخواست بگوید؟ حتماً امر مهمی بوده است.
صدها و هزاران نفر از راویان، محدثان، مفسران، علمای رجال، اصحاب پیامبر و تابعان، این حدیث را نقل کردهاند و از نظر سند، جای هیچگونه تردیدی در آن نیست. به اتفاق مفسران و تاریخنویسان و راویان و فقیهان و صحابه و تابعان، این آخرین دیدار پیامبر با امت، بیتردید رخ داده است و متن حدیثی که احمد بن حنبل، پیشوای حنبلیان، در مسند خود نقل کرده است، درست مانند حدیثی است که در کتابهای ما وجود دارد. در این مسئله هیچ کس اختلاف ندارد.
پیامبر در این روز به مردم چه گفت؟ پس از آنکه از نزدیک شدن وفات خود خبر داد، از آنان خواست که به ادا شدن رسالت به دست او، گواهی دهند. همه گفتند: «آری، تو رسالت خود را ابلاغ کردی و آن را بهطور کامل ادا کردی و در این راه، از هیچ کوششی فروگذار نکردی.» پس از آن، پیامبر فرمود: «آیا من به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟» گفتند: «آری.» چرا گفتند آری؟ و چرا پیامبر از آنان اعتراف گرفت که به آنان از خودشان سزاوارتر است؟ زیرا قرآن کریم میفرماید: « ﴿ النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ ﴾ »[192] و قرآن کلام خداوند است و تردیدی در آن نیست. بنابراین، «آیا من به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟» چیزی جز اعتراف به آنچه در قرآن کریم آمده، نیست.
در پاسخ به این سؤال همه گفتند: آری. چرا پیامبر چنین سؤالی از آنان کرد؟ چرا چنین گفت؟ تا معنای سخن بعدی خود را روشن کند. وقتی گفتند آری، تو به ما از خودمان سزاوارتری، پیامبر دست علی را بلند کرد، بهگونهای که زیر بغل هر دو آشکار شد و فرمود: «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلیٌّ مَولاهُ.» (هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست.) سپس دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: «الّلهُمَّ والِ مَن والاهُ وَعادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ.» (خدایا هرکه را با او دوستی کند، دوست بدار و هرکه را با او دشمنی ورزد، دشمن بدار و هرکه را بدو یاری رساند، یاری رسان و هرکه او را خوار دارد، او را خوار ساز.) مردم نیز آمین گفتند.
از این روایت متواتر چه فهمیدهاند و چگونه به آن عمل کردهاند؟ اینها دو سؤالی است که دوست دارم در این روز مبارک و روز جمعه به آنها پاسخ دهم. سخن در این زمینه بسیار است. إنشاءالله، صبح یکشنبه ساعت 9، جشن بزرگی در باشگاه فرهنگی امام صادق(ع) برگزار خواهیم کرد. حاضران به غایبان خبر دهند.
این روزهای جاویدان، همواره در تاریخ ما باقی خواهد ماند. جهان دگرگون شده است، ولی این روز تغییری نکرده است. حاکمان بسیاری آمدهاند و رفتهاند، ولی این روز باقی است. اوضاع جامعه و مشکلات و انتخابات و دیگر شرایط، باعث نمیشود که ما این روز را فراموش کنیم یا نسبت به آن کمتوجه شویم. إنشاءالله به برادران خود خبر دهید تا گردهم آییم و درباره غدیر صحبت کنیم و این روز را گرامی بداریم و با خداوند پیمان ببندیم که از کسانی خواهیم بود که این سخن و این خطبه را شنیدند و فهمیدند و به آن عمل کردند. اینطور نیست؟
سه نکته وجود دارد:
1. شنیدن پیام: ما و همه مسلمانان بدون استثنا این پیام را شنیدهایم. کسی که تاریخ و لغت و تفسیر و حدیث را مطالعه کند،
[192]. «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.» (احزاب، 6)
