گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 142

تصور کنید. سابقاً برخی از مردم بَرده بودند و برخی ارباب. مفهوم بردگی و اربابی چیست؟ یعنی غلام و کنیز، فرمان مولا را اطاعت می‌کردند. اگر برده تجارتی می‌کرد، جایی می‌رفت، چیزی می‌خواست یا برخوردی می‌کرد، همه‌چیز بایست به فرمان مولا می‌بود. یعنی خاستگاه فعالیت‌ها و گرایش‌ها و افعال و ترک افعال انسان، فرمان مولاست و بنده باید از مولایش، خداوند سبحان، اطاعت کند. این‌طور نیست؟ وظیفه بنده همین است و موقعیت مولا آن را اقتضا می‌کند.
قرآن می‌خواهد بگوید: شما در کارها و رفتارها و خواب و بیداری و همه برخوردهایتان، باید فرمان‌بر خدا و پیامبر و علی باشید. یعنی چه؟ یعنی اگر چیزی به ذهنت آمد و به چیزی میل پیدا کردی، باید ببینی آیا خدا و پیامبر و اولوالامر از آن خشنودند یا نه؟ اگر از آن خشنود بودند، آن را انجام دهی و اگر خشنود نبودند، انجام ندهی؛ خواه آن را دوست داشته باشی یا نه. ما اختیار داریم که آن را انجام دهیم یا ندهیم.
ما سخن پیامبر را شنیدیم و درک کردیم. حال باید به آن عمل کنیم. راهی جز عمل کردن پیش رو نداریم. به چه عمل کنیم؟ خداوند می‌خو��هد که شما تابع خواست و اراده و هوس و خودخواهی خویش نباشید. از شما می‌خواهد رها و آزاد نباشید. بله، در برابر خدا آزاد نباشید. ماجرای امام صادق و بُشر را برای شما نقل کرده‌ام. امام روزی از جلو خانه او گذشت و صدای غنا و ساز و آواز و لهو و لعب شنید. امام نزدیک در خانه ایستاد و از خدمتکار پرسید: آیا صاحب خانه بنده است یا آزاد؟ خدمتکار گفت: صاحب خانه آزاد است، نه بنده، و بلکه خود بنده‌هایی دارد. او بشر است که مردی ثروتمند و بی‌نیاز است. امام فرمود: آری، اگر بنده بود از مولای خود سرپیچی نمی‌کرد. سپس این آیه را خواند: « ﴿ أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ »[201] و رفت. و خداوند متعال بُشر را با این تذکر هدایت کرد.
بنابراین، بحث عمل کردن است، ای برادران، کافی نیست که تنها بگوییم ولیّ ما خدا و پیامبر است و کسانی که ایمان آورده‌اند و نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند. ولیّ شما خداست. یعنی چه؟ ولیّ شما پیامبر است. یعنی چه؟ ولیّ شما امام است. یعنی چه؟ شما وقتی می‌خواهید چیزی بخورید یا بیاشامید یا رفتاری یا برخوردی کنید، آن را بر اساس منافع و خواست و هوس خود انجام می‌دهید. یعنی بر اساس اراده و آزادی خود رفتار می‌کنید. در این صورت فرق میان شما و غیرشما چیست؟ شما می‌گویید علاوه بر آنکه م��نند دیگران به ولایت خدا و ولایت پیامبر ایمان دارید، به ولایت علی نیز ایمان دارید. پذیرفتن ولایت خدا چه تأثیری در شما دارد؟ پذیرفتن ولایت پیامبر و علی چه تأثیری در شما دارد؟ ادای واجبات و دوری از محرّمات کافی نیست، زیرا این‌ها اطاعت پروردگار است. اطاعت از پیامبر و اولو‌الامر چه می‌شود؟
باید کارها و حرکت‌ها و گام‌های ما برخاسته از ولایت و الهام‌گرفته از آن باشد. در این صورت است که زندگی ما با زندگی دیگران متفاوت خواهد بود. وگرنه گفتنِ اینکه «علی ولیّ خداست» چه سودی دارد؟ اگر پنجاه‌هزار بار با زبان بگویی: «أَشهَدُ أنَّ عَلیاً وَلیُّ اللهِ» ولی قلب تو چنین شهادتی ندهد، اگر با زبان بگویی ولیّ تو خدا و محمد و علی است، ولی دست تو نگوید که ولیّ‌اش خدا و پیامبر است، اگر گوش و چشم و پا و قلب و اعضای بدن تو نگویند

[201]. «آیا مؤمنان را وقت آن نرسیده است که دل‌هایشان در برابر یاد خدا خاشع شود؟» (حدید، 16)