گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 143

ولیّ ما خداست و پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند، دیگر ولایت چه معنایی دارد؟ آیا اسم ولایت اثر دارد؟ اسم هیچ اثری ندارد، برادران. من به خودم و شما، در اینجا و هرجا می‌گویم که دین در شکل کنونی آن، یعنی دین اسمی و زبانی، دین نیست و هیچ سودی ندارد و کاری از آن بر نمی‌آید.
ما امروزه چه بهره‌ای از دین می‌بریم؟ در عصر ما دین چ�� کارکردی دارد؟ آیا دین سرنوشت را تعیین می‌کند؟ سرنوشت شما به دست خودتان است؟ اینکه امروز شما ثروتمند یا فقیر، سربلند یا سرافکنده، کارمند یا بیکارید، به دست چه کسی است؟ امنیت کشور به دست شماست؟ آینده فرزندانتان در دست شماست؟ آینده خودتان چطور؟ تجارت شما؟ دارایی شما؟ باغ و بستان شما؟ خانه‌های شما؟ ناموس و آبروی شما به دست شماست یا به دست کافران جهان؟
کدام دین؟ دین در جهان معاصر چه سخنی و چه پیامی دارد؟ نماز خواندن و روزه گرفتن پیام دین نیست. پیام و محتوای درست دین آن است که زندگی شما را دین رهبری کند؛ آینده شما را دین تأمین کند؛ آبرو و ناموس شما را دین حفظ کند؛ جامعه شما بر پایه دین تشکیل شود؛ خط‌مشی شما را دین رقم زند؛ وگرنه دین هیچ تأثیری نخواهد داشت. ما تنها هاله و شبح دین را داریم و شبح، هیچ کس را نمی‌ترساند و صورت و ظاهر هیچ کاری از پیش نمی‌برد. باید از نفس خود آغاز و دین را اجرا کنیم. نگویید دیگران به دین عمل نمی‌کنند. شما را به دیگران چه کار؟
می‌خواهم از تک تک شما بپرسم: کدام یک از حرکت‌ها و اقدامات شما برخاسته از دین است؟ غیر از اموری که از روی عادت است؟ غیر از نماز و روزه؟ فعالیت، نشست و برخاست، طرف‌داری، حزب و گروه، دشمنی، محبت، رفاقت، مهربانی، عصبانیت، خشونت و... کدام یک از این‌ها برخاسته از دین است؟ آیا برای دین خشمگین می‌شوید یا برای خودتان؟ یا برای خانواده‌تان؟ یا برای دوستانتان؟ آیا برای دین چیزی را دوست دارید یا از روی هوا و هوس؟... مشکل ما اینجاست.
اگر اختیار دیگران را نداریم، اختیار خودمان را که داریم. آیا اختیار خودمان را نداریم؟ امتحان کنیم. تجربه کنیم. تمرین کنیم. از همین امروز تلاش کنیم و چند قدم راه برویم و حس کنیم که در ورای این گام‌ها، خدا و رسول خدا و ولیّ خدا هستند. گام به گام پیش رویم. بیایید حداقل ما دگرگون شویم و مسلمان. این چه اسلامی است که ما با آن زندگی می‌کنیم؟ باید اثر ولایت در وجود ما جاری شود. باید دل‌های ما دست خدا شود، چراکه « ﴿ اللهُ وَلیُّ الَّذینَ آمَنوا »[202] خدا ولیّ کسانی است که ایمان آورده‌اند. باید خدا را ولیّ خود قرار دهیم، به‌گونه‌ای که محرک و انگیزه ما در زندگی باشد؛ یعنی او ما را برانگیزد و بازدارد. در این صورت است که می‌توانیم خود را مسلمان بخوانیم، وگرنه ظاهر دین چیزی جز عادت و بازیچه نیست.
الآن ما گاهی نماز می‌خوانیم و کسانی هستند که بیش از ما نماز می‌خوانند، ولی این نمازها برای خدا نیست. برای غیرخداست. کسانی هستند که به عبادت‌های دشواری می‌پردازند. برخی از اهل تصوّف ریاضت‌های روحی می‌کشند. حتی برخی ملحدان چهل سال بر روی یک پا می‌ایستند. درباره این‌گونه افراد نشنیده‌اید؟ در هن�� وجود دارند. کسانی هستند که بیش از ما تَعَبُّد می‌کنند.
الآن ما نماز می‌خوانیم و برخی از ما منَّت نیز

[202]. «خدا یاور مؤمنان است.» (بقره، 257)