گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
144
میگذاریم. اما مگر یک سال نماز استیجاری 120 لیره بیشتر است؟ و چنانکه میدانید برخی از کسانی که میمیرند، پنجاه یا شصت سال نماز وصیت میکنند. مگر هزینه آن چقدر میشود؟ آیا اسلام ما و دین ما این است؟
اسلام باید محرّک ما و محرّک همه وجود ما باشد. ما باید در کارخانه اسلامی ساخته شویم. باید هریک از ما به انسان جدیدی تبدیل شود، یعنی انسان مسلمان؛ انسانی که از خدا و پیامبر و اولوالامر اطاعت میکند؛ انسانی که از خدا اطاعت میکند و ولیّ او خداست و از «کسانی که نماز میخوانند و همچنانکه در رکوعاند، انفاق میکنند»[203] اطاعت میکند. باید فعالیتها و گرایشهای ما برگرفته از آنان باشد. اسلام این است. تشیع این است. دین این است. ولایت این است. وگرنه دینی که چنین نباشد، هیچ نقشی و هیچ تأثیری ندارد.
کدام یک از حرکتهای دنیای معاصر برخاسته از دین است؟ کدام یک از موجهای جامعه، کدام یک از تمدنهای جهان، کدام تحول تاریخی، کدام یک از سیرهها و روشهای ما، کدام لباس پوشیدن ما رنگ و بوی دین دارد؟ دین از صحنه زندگی ما غایب است. در زندگی عادی ما اصلاً حضور ندارد. تنها شبح و شکل و رنگ آن باقی مانده است. اگر نمیخواهیم خود را بسازیم و اگر بر اساس دین حرکت نمیکنیم، دیگر چرا آبروی دین را میبریم؟ چرا دین را نادرست جلوه میدهیم؟ دینِ صحیح این است که هریک از ما به محمد کوچک و علی کوچک تبدیل شود و کار و تلاش کند. دین این است و غیر آن لغو و پوچ. راه بسته نیست، به هیچ وجه. میتوانیم شروع کنیم و بهتدریج بکوشیم تا دیگران را برای خدا دوست بداریم و با دیگران برای خدا دشمنی کنیم. اندکی برای خدا کار کنیم، برای خدا از کسی طرفداری کنیم، اندکی صدایمان را برای خدا بالا ببریم و همه این امور اینگونه پیش رود.
صحبتهای من روشن است، برادران؟ بحث مبهمی نیست. خدا و پیامبر و امام علی چه تأثیری در زندگی ما دارند؟ چه تغییری در زندگی ما پدید میآورند؟ چرا آنان را اولیا مینامیم؟ اولیا یعنی چه؟ فرق میان شما که به خدا و محمد و علی ایمان دارید و دیگر شهروندانی که ولایت علی را قبول ندارند یا به ولایت محمد ایمان ندارند، چیست؟ فرق کسی که به خدا ایمان دارد با دیگر لبنانیانی که به خدا ایمان ندارند، چیست؟ مثل آنان راه میرویم و رفتار میکنیم، مثل آنان میخوریم و میپوشیم، مثل آنان دفاع میکنیم، بیزاری میجوییم، دوست میداریم. پس فرق ما با آنان چیست؟ اگر چنین باشد، اسلام ما صورت و شبح و شکلی بیش نیست و اینگونه خود را گول میزنیم. خودمان را دلخوش میکنیم. درباره خودم نیز میگویم تا به شما بیادبی نکرده باشم. دیگران را دلخوش کنیم که: ما مسلمانیم، خدا را شکر. به قول ترکها: «مسلمان الحمدلله.»
منظورم این است که باید به اسلام خود عمق بدهیم. قلب اسلام ما ضعیف میزند. وقتی با گناه یا کار زشتی روبهرو میشوید و میدانید که خداوند از آن خشنود نیست، آیا حرارت بدن شما بالا میرود؟ درحالیکه اگر بشنوید کسی به شما دشنام میدهد... - ببینید به کجا رسیدهایم و چطور دچار نوعی جمود شدهایم - به مجرد آنکه به شما یا یکی از افراد خانوادهتان دشنام دهند، احساس میکنید خون در رگهایتان میجوشد، رنگ چهرهتان قرمز میشود، خشمگین میشوید و دنیا برایتان دگرگون میشود.
[203]. « ﴿ الّذینَ یُقیمونَ الصَّلاة وَیُؤتونَ الزَّکاة وَهُم راکِعونَ ﴾ .» (مائده، 55)
