گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
148
کردهاند، 28 نفرند، ازجمله طبری، انباری، شیبانی، دارقطنی و کراجکی؛ و حامد حسین هندی و سید عبدالحسین شرفالدین و علامه امینی در عصر حاضر.
برخی نیز، ازجمله فخر رازی، گفتهاند این حدیث متواتر است.
این خلاصهای بود از سند حدیث غدیر و راویان آن، که برای یادآوری برای حاضران برشمردم.
اما برای تفسیر ماجرای غدیر و توضیح معنای ولایت که پیامبر در این روز بر آن تأکید کرد، باید مقدمهای بیان کنم.
برادران، مسئله دین با مسئله آموزش متفاوت است. تبلیغ دین از جنس آموزش نیست تا پیامبر بخواهد دین را به ملت و قوم خود آموزش دهد. بلکه دین به معنای تربیت مردم است. دین یعنی تغییر مفاهیم نزد مردم، تغییر ایمان آنان، تغییر ذهنیت آنان و تغییر عادتها و آداب و رسومشان و به عبارتی کوتاه، دین یعنی تلاش برای از نو ساختن انسان.
انسان عصر جاهلیت، از نظر ایمان و افکار و عقاید و عادات و اعمال، با انسانی که محمد(ص) میخواست بسازد، تفاوت داشت. از این رو، بود که پیامبر، برای آنکه بتواند این انسان را دگرگون کند و از نو بسازد، کوشید تا او را تربیت کند. از این رو، در زندگی هیچ پیامبری نمیبینیم که روزی به مسجد بیاید و کتاب خود را برای مردم بخواند و بگوید: این واجب است، این حرام است، این مستحب است، این جایز است، این جایز نیست؛ هرگز چنین روشی وجود نداشته است؛ بلکه میکوشد تا مردم را تربیت کند. برای نمونه، اسلام خمر را حرام میداند، ولی آن را یکباره و در یک لحظه حرام اعلام نکرده است. میتوانست حرمت آن را در یک لحظه اعلام کند، ولی از آنجا که شرابخواری برای مردم عادت شده بود، جلوگیری از آن، کسانی را که به آن معتاد شده بودند، دچار مشکل میکرد. برای آنکه مردم بتوانند این عادت را ترک کنند، باید راهنمایی و تربیت میشدند. از این رو، میبینیم اسلام خمر را در مکه حرام نکرد. پس از هجرت پیامبر به مدینه نیز تا دو سال حرمت خمر اعلام نشد. اسلام آن را مباح نشمرد، ولی حکم حرمت آن نیز اعلام نشد، تا اینکه حادثهای رخ داد.
خلاصه آن حادثه این است که برخی از بزرگان صحابه در خانه عتبان بن مالک بودند و شراب خوردند و مست شدند. در آن حال درگیری شدیدی میان آنان به وجود آمد. از آنجا که این درگیری میان رؤسای قبایل بود، افراد هر قبیله بهسرعت برای طرفداری و حمایت از رئیس خود صف کشیدند و بدینترتیب، زمینه برای فتنه فراهم شد، درحالیکه پایههای امت اسلام هنوز ضعیف بود. از این رو، مردم از این واقعه که نزدیک بود فتنه اوس و خزرجی و درگیریهای قبیلهای را زنده کند، بسیار ناراحت شدند. این حادثه کیان اسلام را تهدید کرد و به همین سبب، باعث ناراحتی و نارضایتی شد و همه نیز میدانستند که منشأ این درگیری مستی و شرابخواری بوده است. از این رو، دلها آماده قبول حکم [حرمت] شراب شد و نخستین آیه برای تحریم خمر نازل شد: « ﴿ إِنَّمَا یرِیدُ الشَّیطَانُ أَن یوقِعَ بَینَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ وَیصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَة فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴾ .»[207] این آیه تنها بیانگر سرزنش و نکوهش خداوند بود و مردم تا یک ماه، دو ماه یا بیشتر، درباره حکم خمر سؤال میکردند. در
[207]. «شیطان میخواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی افکند و شما را از یاد خدا و نماز بازدارد، آیا بس میکنید؟» (مائده، 91)
