گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 149

مرحله دوم، این آیه نازل شد: « ﴿ یسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا .»[208]
سپس حادثه دیگری رخ داد: یکی از اصحاب در حال مستی امام جماعت شد و در نماز سوره کافرون را خواند. در این سوره [خطاب به کافران] آمده است: « ﴿ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ * وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِی دِینِ .»[209] ولی او «لا» را حذف کرد و این‌گونه خواند: « ﴿ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَأَنتُم�� عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ» یعنی من چیزی را که شما می‏پرستید، می‏‏پرستم و شما نیز چیزی را که من می‏‏پرستم، می‏پرستید. در پی این واقعه نیز ناراحتی شدیدی پیش آمد و سومین آیه نازل شد: « ﴿ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَة وَأَنتُمْ سُکَارَی حَتَّیَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ .»[210] این آیه مردم را از نوشیدن شراب پیش از نماز نهی می‏کند؛ یعنی پنج بار در روز. تا اینکه در سال ششم هجری، آیه تحریم نازل شد: « ﴿ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالانصَابُ وَالازْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ .»[211]
و بدین‌ترتیب، می‏بینیم هر حکمی در اسلام به‌تدریج بیان می‏شود تا مردم را قانع و دل‌ها را تربیت کند. این شیوه در سرتاسر دعوت پیامبر به چشم می‏خورد و به همین سبب بود که قرآن به‌تدریج در طول 23 سال نازل شد.
این مقدمه ثابت می‏کند که پیامبر(ص)، به فرمان خداوند، می‏کوشید تا مردم را تربیت کند و شخصیت آنان را بسازد و باورها و فرهنگ‏ و اخلاق و کارهایشان را اصلاح کند. برای رسیدن به این هدف، باید جامعه‏ای سالم و صالح به وجود آورد، زیرا انسان از جامعه خود تأثیر می‏گیرد. اگر جامعه قبیله‌ای جاهلیت نمی‏توانست انسان بسازد، پیامبر کوشید تا جامعه‏ای صالح پدید آورد و ب��ای خلق چنین جامعه‏ای کوشید تا حکومت را به دست گیرد و در مدینه توانست حاکم شود. قرآن نیز این سلطه و فرمانروایی را به پیامبر عطا کرد: « ﴿ النَّبِی أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ .»[212] این سلطه غیر از سلطه رسالت است، چون سلطه رسالت در جهت تبلیغ احکام است.
سلطه دوم ولایت است، یعنی سلطه در تربیت و سازمان‌دهی و تأدیب مردم و تشکیل جامعه، به‌گونه‏ای که اراده حاکم بر اراده مردم غلبه داشته باشد.
این ولایت به پیامبر داده شد تا بتواند مردم را تأدیب و تربیت کند و آنان را از نو بسازد. این ولایت و سلطه پیامبر، نه سال و نیم طول کشید و شکی نیست که این مدت برای تربیت کامل مردم کافی نیست، زیرا انسان، همان‌گونه که می‏دانید، موجود پیچیده‏ای است و باورها، عادات، رفتارها، اعمال، اخلاق، روحیات و گرایش‏های گوناگونی دارد و اصلاح او نیازمند زمان درازی است.
اینجاست که معنای اقدام پیامبر در انتقال این ولایت به علی(ع) روشن می‏َشود. پیامبر از مردم

[208]. «تو را از شراب و قمار می‌پرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم. و گناهشان از سودشان بیشتر است.» (بقره، 219)
[209]. «من چیزی را که شما می‌پرستید، نمی‌پرستم و شما نیز چیزی را که من می‌پرستم، نمی‌پرستید. و من پرستنده چیزی که شما می‌پرستید، نیستم. و شما پرستنده چیزی که من می‌پرستم، نیستید. شما را دین خود، و مرا دین خود.» (کافرون، 2ـ6)
[210]. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آن‌گاه که مست هستید، گرد نماز مگردید تا بدانید که چه می‌گویید.» (نساء، 43)
[211]. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بت‌ها و گروبندی با تیرها پلیدی و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.» (مائده، 90)
[212]. «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است.» (احزاب، 6)