گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
137
جمعیت آنان بیشتر از صدهزار نفر بوده است. در آن روز تعداد مسلمانان حدود 120 هزار نفر بود.
جحفه نام بیابانی بزرگ و وسیع است. پیامبر در آن بیابان به برکه آبی رسید که در فصل زمستان در آن آب جمع میشد و در دیگر فصلها از آن آب استفاده میکردند. پیامبر نزدیک این برکه که به «غدیر خم» معروف بود، فرود آمد و به مردم نیز فرمان داد تا فرود آیند و از آنان خواست که جمع شوند.
روزی گرم بود. از روزهای تابستان، که خورشید در وسط آسمان بود و زمین پاها را میسوزاند. حتی بسیاری از مسلمانان که کفش به پا نداشتند، نمیتوانستند بر روی زمین بایستند و از شدت گرمای تابستان، برخی از لباسهایشان را زیر پایشان گذاشته بودند.
همه ایستادند و فهمیدند که پیامبر برای امر مهمی آنان را فراخوانده است، زیرا اینجا آخرین چهارراه است و پس از این روز، دیگر پیامبر را نخواهند دید. چون ماهِ بعد مح��م بود و پس از آن صفر و پیامبر در آخر ماه صفر از دنیا رفت.
بنابراین، این اجتماع آخرین اجتماع مسلمانان با پیامبر بود و سخنان پیامبر در این اجتماع، مهمترین سخنانی بود که احتمالاً پیامبر با گفتنش، امت خود را وداع میگفت. در این گرما، در وسط این بیابان، از آنان خواسته است تا جمع شوند.
بنابر تفاسیر ما، آیه « ﴿ یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ﴾ »[190] در روز هجدهم ماه ذیالحجه نازل شده است.
پیامبر مسلمانان را جمع کرد تا با آنان وداع کند و فرمود: «أیُّها النّاسُ أوشَکَ أن اُدعی فَاُجیبَ.»[191] (ای مردم نزدیک است که فراخوانده شوم و من آن را پاسخ گویم.) یعنی زمان مرگ من نزدیک است. به شما خبر میدهم که بهزودی از میان شما خواهم رفت. پیامبر در اجتماع مسلمانان و در آخرین دیدار خود میخواهد با آنان وداع کند و سخنی بگوید. این سخن یقیناً مهم است و وصیتی بزرگ خواهد بود. اینطور نیست؟ کسی که میخواهد از میان خانوادهاش برود، آخرین سخنان را که مهم و اساسی است، به آنان میگوید تا پس از مرگ او برای آنان سودمند باشد.
«ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم برسان.» بنابراین، امری عظیم در کار است که اگر رها شود، به معنای ادا نشدن رسالت است.
گذشته از آنکه در این امر مهم، پیامبر باید از آزار و اذیت مردم در امان بماند: «خدا تو را از مردم حفظ میکند.» پیامبر نیاز به مصونیت داشت. یعنی مسئلهای در کار بود که ممکن بود طمع و هوا و هوس مردم را برانگیزد. کسانی بودند که برای دنیا اسلام آورده بودند و یا اسلام را راهی برای رسیدن به خواستهها و شهوتهای خود میدانستند. کسانی بودند که خود را برای رسیدن به رهبری جامعه، پس از پیامبر، آماده کرده بودند. بیتردید در چنین موقعیتی ممکن بود اعلام این مسئله از زبان پیامبر، آنان را ناراحت کند و آرزوهایشان را بر باد دهد و خوابهایی را که دیده بودند، پریشان کند. از این رو، پیامبر نیاز به مصونیتی از جانب خداوند داشت: «خدا تو را از مردم حفظ میکند.»
[190]. «ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم برسان. اگر چنین نکنی امر رسالت او را ادا نکردهای. خدا تو را از مردم حفظ میکند.» (مائده، 67)
[191]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق،مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 37، ص 141.
