گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 133

ترحم جوید، چاره‌ای نداشته است و آن‌ها پیروزمندانه با غنایم، بی‌آنکه زخمی بردارند یا قطره‌ای از خونشان ریخته شود، بازگشته‌اند. اگر مرد مسلمانی پس از این رسوایی از این اندوه بمیرد، نه‌تنها نباید ملامتش کرد، بلکه مرگ را سزاوارتر است.»[185] ای شگفتا... او این‌گونه ماجرایی را که در گوشه‌ای از جهان اسلام رخ داده، شرح می‌دهد. این، احساس یک حاکم است. این، احساس یک ولیّ است. این، احساس قلب کسی است که از دردهای امت خویش رنج می‌برد و همین احساس است که او را شایسته ولیّ بودن ��ی‌کند.
در جایی دیگر، امام آن‌ها را اندرز می‌دهد و می‌گوید: «به خدا اگر تنها آنان را می‌دیدم و آنان زمین را پر می‌کردند، نه باک داشتم و نه می‌هراسیدم.»[186]
امام(ع) در ادامه برای اینکه به آنان بفهماند که این شجاعت، امری ذاتی و مختص علی نیست و آن‌ها به هیچ وجه از آن بی‌بهره نیستند، بلکه هریک از آن‌ها اگر ایمان علی را داشته باشد، می‌تواند به‌تنهایی در برابر جماعتی بایستد که زمین را پر کرده‌اند، می‌فرماید: «من از گمراهی آنان و رستگاری خود نیک آگاهم و با یقین از جانب پروردگارم، همراه.»
تا زمانی که یقین دارم آن‌ها در گمراهی‌اند و من بر حق هستم، چرا بترسم؟ پس همه شما نیز به‌تنهایی می‌توانید در برابر جماعتی که زمین را پر کرده‌اند، بایستید.
امام(ع) در ادامه فرموده است: «من به دیدار خداوند و ثواب نیکویی که مرا ارزانی دارد، امید بسته‌ام و منتظر آن هستم، ولی اندوه من از این است که مشتی بی‌خردان و تبهکاران این امت، حکومت را به دست گیرند و مال خدا را میان خود دست به دست گردانند و بندگان خدا را به خدمت گیرند و با نیکان در پیکار شوند و فاسقان را یاران خود سازند. از آنان کسی است که در میان شما حرام نوشید و حدّ اسلام بر او جاری شد. و از آنان کسی است که به اسلام نگروید تا بخشش‌هایی بدو عطا شد. اگر نه از حکومت اینان بر شما بیم داشتم، ه��گز شما را برنمی‌انگیختم و سرزنش نمی‌کردم و فرانمی‌خواندم و تحریکتان نمی‌کردم، بلکه تا سر برمی‌تافتید یا سستی به خرج می‌دادید، رهایتان می‌کردم.» امام(ع) سپس ما را در عصر حاضر ندا داده و فرموده است: «آیا نمی‌بینید سرزمین‌هایی که در تصرف داشتید، نقصان یافته و شهرهایتان یک یک فتح می‌شود و کشورهایتان از دست می‌رود و بلادتان مورد حمله و هجوم دشمن قرار گرفته است؟ روی به رزم دشمنتان نهید، خدایتان بیامرزاد. در خانه‌ها درنگ مکنید که به ستم گرفتار خواهید شد و به خواری خواهید افتاد و نصیبتان اندک خواهد شد.»
سپس جمله‌ای فرمود که در تاریخ ضرب‌المثل شده است: «مردان سلحشور همواره بیدارند، که هرکه خود به خواب رود، دشمنش به خواب نرفته است.»[187]
ولیّ، قلب امت است و به خاطر آنان و محنت‌هایشان می‌تپد. ما امروز پس از تبیین مفهوم ولایت و پس از ذکر این گزیده کوتاه از سیره امام، گوش فرامی‌دهیم تا با ولایت علی(ع) بیعت کنیم. معنای ولایت چیست؟ معنای آن محبت و دوستی نیست. معنای ولایت، حرکت کردن به همراه ولیّ و پیمودن راه او و فرمانبری از فرمان‌های اوست.

[185]. ر. ک: پیشین، ص 69 - 70، خطبه 27.
[186]. ر. ک: پیشین، ص 452، نامه 62.
[187]. ر. ک: پیشین.