گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
128
از ایمان به خداوند باشد. فعالیتهای من در مقام یک فرد، بر دو گونه است:
1. فعالیتهایی همچون نماز و عبادات و اخلاقیات که با انگیزه ایمان به خدا انجام میدهم. اینگونه فعالیتها، اصل و مبنای [اعتقادی] من را که همان ایمان به خداوند است، در درون من تقویت میکند.
2. گونه دوم، فعالیتهای اجتماعی است که با انگیزه ایـمان بـه خدا انجام نمیدهم. این فعالیتها نیز ایمان به اصل و مبنای دیگری را در قلب من تقویت میکند، هرچند آن ایمان، ایمان به انسان باشد؛ زیرا ایمان به انسان نیز بر دو گونه است: گاه ایمان من به انسان برگرفته از ایمان من به خداوند است و گاه، ایمانی مطلق و مستقل است. مفهوم انسان از نگاه مؤمن با مفهوم انسان از نگاه غیرمؤمن متفاوت است. بنابراین، وقتی انسان مؤمن فعالیتهای اجتماعی خود را بر اساس ایمان به خداوند انجام دهد، میان ایمان و نفس و جان او هماهنگی و سازگاری پدید میآید.
بنابراین، ولایت یعنی پذیرفتن اینکه اطاعت از ولیّ واجب است و باید به او کمک کرد تا جامعهای تشکیل دهد و محیطی فراهم آورد که انسان به شیوهای سازگار با روح و جان خود، در آن زندگی کند و رشد یابد، وگرنه وقتی انسان در جامعهای غیرمؤمن و ناسازگار با ایمان خود زندگی کند، فعالیتهای اجتماعی او مبنا و انگیزهای دیگر را تقویت میکند که با مبنا و انگیزه نخستین او، یعنی ایمان به خداوند، متفاوت است و بدینترتیب، انسان در ورطه دوگانگی و تناقض میافتد و تباه میشود و بارور نمیشود.
درحالیکه اگر خاستگاه فعالیتهای انسان در عرصه اجتماعی، ایمان به خداوند باشد، در روابط و کارهای اجتماعی خود فردی مؤمن است و همه فعالیتهای او ایمان او را تقویت میکند و بدینترتیب، او فردی استوار و هماهنگ میشود و از ایمان خود پاسداری میکند. نگهداری از دین و ایمان برای کسی که ادعا میکند میتواند در جامعهای غیرمؤمن، زندگی کند ولی انسانی مؤمن باقی بماند، مانند نگه داشتن ذغال افروخته در دست است. آیندهای که ما در آن زندگی خواهیم کرد، اینگونه خواهد بود.
من با تکیه بر ایمان خود کارهایی را انجام میدهم و این کارها ایمان مرا رشد میدهند. از سوی دیگر، من در جامعه زندگی میکنم و فعالیتهای دیگری نیز انجام میدهم. هر عملی که از انسان سر میزند، مبنای فکری و اعتقادی او را تقویت میکند و میپروراند. برای نمونه، اگر شما امروز از چیزی بترسید و از آن بگریزید، این گ��یختن شما، عامل ترس را در شما تقویت میکند، ولی اگر در برابر آن بایستید، عامل شجاعت را در خود رشد دادهاید. انسان مجموعهای از عناصر جدا از یکدیگر نیست و هرگونه فعالیت بیرونی بر گرایشهای درونی و روحی او بازتاب دارد. بنابراین، انسان نمیتواند در جامعهای غیرمؤمن زندگی کند و در عین حال، ایمان خود به خداوند را حفظ کند، مگر از راه مجاهدت و جنگ و دفاع و درگیری پیوسته. راهی که دین برای این امر به ما میآموزد، تشکیل جامعههای کوچک است: « ﴿ وَتَوَاصَوا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوا بِالصَّبْرِ ﴾ »[178] بنابراین:
اولاً، اصل ولایت، امکان شکلگیـری جامعهای صالح را فـراهم میکند و نقش این جامعه در پرورش انسان، بیش از نقش نماز و زکات و حج و جهاد و روزه است. از این روست که گفتهاند: «بر هیچچیز به
[178]. «و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.» (عصر، 3)
