گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
عنصر معلوم میشود، چراکه خوشبینی ما به آینده لبنان از رهگذر این جنبشِ واجد ساختار شیعی، با خوشبینی ما به سرنوشت شرق عربی از رهگذر معضل فلسطین ادغام میشود.
این جنبش و این معضل همه ما را به نبرد جهانی که در صفوف مبارزان هر دو طرف مشاهده میکنیم، پیوند میدهند. اگر بتوان گفت که انقلاب فلسطین در دنیای ما بارزترین فعالیت آزادیبخش برای گروههای محروم از حقوق سیاسی خود است، جنبش شیعی نیز که بهطور ارگانیک با ما و با انقلاب فلسطین پیوند دارد، بارزترین فعالیت آزادیبخش برای گروههای محروم از حقوق اجتماعی خود است.
بر این اساس، گزینهای که آشکارا در برابر لبنانیان قرار دارد و خود در چارچوب گزینهای است که در برابر همه عرب قرار داده شده است (گزینهای که امروز در حکم پذیرش یا رد شیعه است)، عبارت است از اینکه:
**یا به دنیایی که با وجود طبقات عقبمانده خود، مدعی رشد و توسعه است، بپیوندیم و راهکارهای تکنیکی آن را در پیش بگیریم و همسو با مصالح او بر پشتِ جهانِ محروم سوار شویم که در این صورت از محرومیت رهایی یافتهایم و همچون ثروتمندان جدید یا تازه بهدورانرسیده، شدهایم.
** یا با الهام از درونمایه جنبش شیعی در لبنان و انقلاب فلسطین در دنیای عرب، همبستگی جدید و فعالی با دنیای دردمندان پیدا کنیم و سرمایهای را که عنایت الهی برای ما ذخیره کرده و تا امروز در مهبط وحی مدفون مانده است، تنها از رهگذر میانجیگری حکیمانه میان دنیای پیشرفته و دنیای عقبمانده و همچنین، در پرتو تغییری بنیادین در توازن اجتماعی ایندو بپذیریم که در این صورت، سخن انجیل به تحقق میپیوندد و آنها که آخر بودند، اول میشوند و آنها که اول بودند، آخر. باور قطعی من و فراتر از آن آرزوی صمیمانه من این است که سوگند جنبش شیعه در راه همه لبنانیان -که اصالت و شرافت این جنبش در واقعیت دیالکتیک لبنان را به اثبات رساند- تا زمانی که لبنانیان برای این نبرد تحمیلشده بر همه عرب در دنیای معاصر گردهم نیایند، از گردن سوگندخورندگان برداشته نخواهد شد. در این محنت، شیعه بودن آنان گزینش روشنی است میان عدالت یا مرگ در راه عدالت.
