گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
همپیمانی فخرالدین با دولت توسکانا [ایالتی در ایتالیا] بود که روابط مارونیان با رم و فرانسه و همچنین، گرایش آنان به شرق (وقتی شرایط به آنان اجازه داد دوباره در کرانه عاصی ریشه دوانند و به وادی نیل مهاجرت کنند)، نقش آن را تقویت کرد. بنابراین، لبنان سیاسی کنونی را با وجود فراز و نشیبها و تحولاتی که داشته است، مارونیان پایهگذاری نکردند. آنان هیچگاه نپذیرفتند که مارونی بودن، مقید به لبنانی بودن شود، برخلاف آنچه فرض میشود که لبنانی بودن مقید به مارونی بودن است. البته، این در صورتی است که دوره معاصر و برخی از مصلحتطلبان را استثنا کنیم که مدعی این ستم به حق جهانی مارونیان و کرامت لبنانیان یا نادیده گرفتن تاریخ مارونیان و حقیقت آن هستند.
در هر حال، چنین به نظر میرسد که فعالیت سیاسی با طبع مارونیان سازگار نیست، چراکه آنان از مرحله سرکشی و نافرمانی به مرحله طرفداری و هواداری از نظام منتقل میشوند و پس از آنکه از خود اراده شورش و نافرمانی در حد نهایت آن نشان میدهند، به زیادهروی در طرفداری میپردازند. بنابراین، مرحله مارونی در تاریخ لبنان، مرحلهای سیاسی نیست جز بهطور عَرَضی و در تعامل با دوره تأسیسی دروزی. نقشی که مارونیان در همین عرصه در سوریه و مصر و همچنین، اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی ایفا کردند، در صحنه لبنان، نقشی فرهنگی بود؛ از این جهت که هم به شرق عربی گرایش داشت، بهویژه به شمال سوریه (حلب) و مصر، و هم با غرب از رهگذر دریاها تعامل داشت.
بدینترتیب، میبینیم که شرق در پرتو هیئتهای علمی و دینی خود به غرب گرایش پیدا میکند، پیش از آنکه غرب به رؤیای شرقی خود در سایه درخت سدر و سایه نخلهای بیابان پناه ببرد. این امر تا امروز نه تنها در میان مارونیان بلکه در میان همه لبنانیان امری روشن است. این تصویری است از نقش مارونیان حقیقی لبنان در آزادسازی کل شرق، البته، اگر بپذیریم که همه اعراب پس از آنکه دولت عثمانی درها را به روی همه عربزبانان بسته بود، همانند مارونیان و لبنان به سمت دریای مدیترانه و جهانی شدن گرایش پیدا کردند. و امروز ما به سومین و آخرین مرحله لبنان یعنی مرحله شیعی بهمثابه مرحلهای اجتماعی و اقتصادی رسیدهایم. پس از پیریزی سیاسی دروزیان و گشایش فرهنگی مارونیان، زمان پایهگذاری جدید و گرایشی نه به سوی بیرون بلکه به سوی درون فرارسیده است. منظور از مرحله اجتماعی و اقتصادی این مرحله است.
سه عنصر ما را بر آن میدارد که به سرنوشت این مرحله خوشبین باشیم، همچنانکه این سه عنصر نشانه اصالت و پویایی این مرحله نیز هست. البته، تا جایی که فرد بتواند در تاریخ تدبر کند، پیش از آنکه تاریخ از مرکب خود پیاده شود و بار سفر بگشاید.
ضروری است پیش از پرداختن به این سه عاملی که ما را به خوشبین بودن به جنبش امام صدر در فراز و فرود روزگار وامیدارد، بر دو نکته بهطور گذرا تأکید کنیم تا مانع سوءتفاهمی شویم که ممکن است از سخنان گذشته ما پدید آید. سخنان ما مانند هر سخنی در معرض سوءبرداشت و با توجه به دیدگاههای گوناگون، در معرض سوءنیت است.
1. شکلگیری ساختار متمایز سیاسی لبنان با تلاش دروزیان و ساختار باز فرهنگی آن با مشارکت مارونیان، مسلّما به این معنا نیست که دروزیان
