گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
مانع آرمان «لبنانی بودن» صحیح و ذوب شدن آن در فراگیرترین جنبشهای محلی و گستردهترین جنبشهای جهانی شود.
با توجه به آنچه در دو عرصه سیاسی و فرهنگی گفتیم، حکم جنبش لبنانی- شیعی که امام موسی صدر در عرصه اجتماعی و اقتصادی در میان ما به راه انداخته است، روشن میشود. این جنبش از حمایت طبقه زحمتکش و کمک محافل آزاداندیش بهطور یکسان بهرهمند است، چراکه همگی در صدای او، آهنگ عدالت آسمانی را شنیدند و در سیمای او، جلوهای از دمیدن سپیده مشرقی جدید را دیدند.
من در نگاه شخصی خود به این سپیده، سه عنصر را به فال نیک گرفتم و گفتههای خردمندانی که میکوشند بازتاب صدای او را در میان تشیع و لبنانیزه کردن از بین ببرند و نیز پندار افراد بدنهادی که پنهانی یا آشکارا جنبش او را بر اساس اغراض محلی یا منافع بیگانه وصف میکنند، نادیده گرفتم و بلکه حقیر شمردم، چراکه وجه مشترک این دو دسته، تناقض در دیدگاهها و برنامههاست.
عنصر نخست، ریشهدار بودن شیعه در اسلام و اصالت انقلاب در شیعه از زمان پیامبر است. اسلام پیکرهای واحد و تفکیکناپذیر است، هرچند پارهای از نظریههای شرقشناسان، شیعه و سنی را به ناحق از یکدیگر جدا میدانند، همانطور که فرانسویان در مراکش، عرب را از بربرها جدا میکردند. همچنین، این پندار که شیعه تنها یکی از مذاهب اسلامی است و زمان آن فرارسیده است که در اسلام ادغام شود و شخصیت آن از بین برود نیز نگاهی سطحی است. هرکس پویایی اسلام را در طول تاریخ آگاهانه زیر نظر بگیرد، درمییابد که شیعه هیچگاه از وحدت دینی و از وحدت غیردینی اسلام جدا نشده است و هنوز نیز سنگری درونی برای آن و انگیزهای برای پیشرفت معنوی آن در راه عدالت غیردینی است. این جنبه را لوییس ماسینیون بیان کرد. او دریافت که هر جنبشی که در اسلام در راه عدالت اجتماعی شکل گرفته است، همواره رهبری از نسل اهل بیت با آن بیعت کرده و در راه آن شهید شده است، هرچند در رأس کار نبوده و برای رضای خدا وصلاح بندگانش در صدد انتقام از ظلم برنیامده است.
امروز از خوشبختی ماست که در بحبوحه خیزش فراگیری که اسلام جهانی را با همه مذاهبش و در سرتاسر قلمروش به حرکت درآورده است، شاهد پیوند جنبش شیعی در کشورمان با دینامیک (پویایی) اسلام از یک سو و دیالکتیک واقعیت لبنان از سوی دیگر، بهطور همزمان باشیم. در این میان فراموش نمیکنیم که این جنبش جدیدی که خمیر اجتماعی ما را تخمیر میکند، مقدمهای آرمانی در زمینه نظام ملی داشته است تا جایی که میتوان گفت پیوند مسئله تأمین اجتماعی با تلاش دکتر رضا وحید نیز برگرفته از اندیشه و سرسختی شیعی است.
اما دومین عنصری که مایه خوشبینی ماست، نزدیکی و همسخنی این جنبش با معضلی است که هر مسئله جدیدی در دنیای عرب ناشی از آن است؛ منظورم انقلاب فلسطین است. رحمت پروردگار اراده کرده است که لبنان از رهگذر جنوب خود با فلسطین، این برادر رنجدیده، مرتبط باشد. این ارتباط جنوبی توسط شیعیانی است که جنوب را پناهگاه خود و محنتهای خود ساختهاند و تا برسیم به دیگر مناطق لبنان، که شیعیان همچنان مایه خمیری هستند که از هر محرومی (از هر فرقهای) و هر مسئولی (از هر طبقهای) ترکیب شده است.
بدینترتیب، سومین و آخرین و شاید مهمترین
