گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
یک یا دو یا سه نفر بودند که ملت برای آنان مدتی طولانی کف زد: یکی به سبب بیباکیاش، دیگری به سبب دلنشینی حرفهایش و سومی شاید به سبب آنکه دقّدل آنان را خالی کرد.
در میان کسانی که برایشان آنچنان زیاد کف نزدند، یک یا دو نفر از کسانی بودند که حرف جدی و واقعی را که بیانگر مشکل دولت و نظام بود، بیان کردند.
پس از آنان، نماینده دیگری آمد و با آمارهای هولناکی که به صورت ستیزهجویانه مطرح کرد، وحشت مردم را برانگیخت.
ولی… ولی… چه کسی راهحل مطرح کرد؟ چه کسی حرف تازهای زد تا مردم آن را نمونهای برای آرمانهای خود بدانند؟
آنچه در فاجعه هفتههای گذشته عجیبتر بود، این بود که همان نمایندگانی که بیشتر از دیگران از حکومت دفاع میکردند و دنبال آن میدویدند، در این مدت بیشتر از دیگران از نظام و حکومت انتقاد کردند… آنان مانند کسی بودند که دیوارهای خانه را محکم میسازد تا فرو نریزد، ولی در کنار بنای خانه گودال حفر میکند تا ساختمان به روی کسانی که در آن هستند، فرو بریزد.
آنان این کار را با نهایت سخنوری انجام میدهند؛ با بهانههای برحقی که مردم را گرد آنها جمع میکند و در ذهن مردم سؤال ایجاد میکند… و بدینترتیب، ناامیدی مردم را بیشتر میکنند.
******
آری، ناامیدی روی ناامیدی! مسئله همین ناامیدی است. وگرنه دولت کنونی جز دولت ناامیدی بزرگ چه میتواند باشد؟ دولت ناامیدی از نظام و دولت ناامیدی نظام از حال و از آینده و حتی از امکان حکومت کردن، چه رسد به امکان پیروزی در همهپرسی، خواه در نبطیه برگزار شود خواه در جای دیگر.
نظام از زمان حال ناامید شده است. انتخابات نبطیه بر این ناامیدی تأکید کرد، زیرا رأی و صدای ملت، گویا از زبان خدا، به حمایت از آن مردی که صدای ملت از صدای اوست، به میدان آمد و کسانی را یاری کرد که همان سخنی را میگفتند که نظام، قائلان آن سخن را احمق میشمرد؛ سخنی درباره حقوق جنوب و کرامت مردم محروم آن و ضرورت دفاع از آن و از بین بردن فئودالیسمی که از جنوب سوءاستفاده میکند و به استعمارگران آن یاری میرساند.
در این میان بود که رفیق شاهین انتخاب شد، نه فقط نبطیه او را انتخاب کرد که شبعا و مرجعیون و بنتجبیل و ناقوره و راشیای بیچاره و حاصبیای اسیر و عینابل و کفرشوبا و کفرحمام و کفر رمان نیز او را انتخاب کردند، و بهویژه بلیدا که بهطوری اندوهبار قیام کرد.
پس از این رویداد، ناامیدی نظام از زمان حال کامل شد.
******
اما درمورد ناامیدی نظام از آینده؛ همین اشاره بس که افراد نادان در رأس وزارتخانههای مربوط به آموزش گماشته شدهاند و پسافکندهای دورههای پیشین نیز به وزارتهایی راه یافتهاند که آینده را میسازند و مسئول ساختن زندگی بهتری برای انسان هستند.
گویا نظام میخواهد به مردم بگوید که آنها نه وظیفه دارند و طبیعتاً؛ نه حق دارند که از این دولت
