گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 346

سند شماره 14-12-74

موضوع: مقاله- به قلم پدر یواکیم مبارک: جنبش امام صدر، شیعی یا لبنانی؟

مکان و تاریخ: بیروت، 8/12/1974.
منبع: روزنامه النهار، 14/12/1974.

متن‌

پرسشی که درباره جنبش امام موسی صدر در محافل لبنانی مطرح است، به محافل عربی و بلکه بین‌المللی نیز کشیده شده است. این پرسش درباره ماهیت این جنبش است که در قلمرو ناشناخته سیاست جهانی، بین فرقه‌ای و ملی در نوسان است. عده‌ای می‌گویند که این جنبش، صرفاً شیعی است و عده‌ای نیز به شهادت مطالباتی که این جنبش به مصلحت همه محرومان مطرح کرده است، آن را ملی و نه فرقه‌ای می‌دانند.

باور شخصی من این است که شیعی بودن امام و جنبش او نه به انکار نیاز دارد و نه به توجیه، گذشته از آنکه وطن‌دوستی امام و فراگیر بودن جنبش او نیز جای تردید ندارد. من این شیعه بودن را ضمانت بزرگی برای اصالت جنبش و عامل پیوند آن با جهان عرب در ژرفای تاریخ می‌دانم. دیالکتیک بودن این تاریخ پیوسته برقرار است و از تناقضات سطحی فراتر می‌رود و به برکت دعوتی که لبنان را دژی برای نو شدن و پناهگاهی برای تعامل آزاد و مرکزی برای هر کار خیر قرار داد، موجب آزاد شدن ملی‌گرایی از بند فرقه‌گرایی می‌شود.

این امر از زمان تأسیس دولت لبنان آشکار بود. مرحله نخست از تاریخ جدید لبنان و شکل‌گیری آن بر پایه آزادی سیاسی و تمایز سیاسی، گذشته از درست یا نادرست بودن آن، مرحله صرفاً دروزی است. اراده مشتاقانه دروزیان برای آزادی در تمایز دینی و همچنین، آزادی تبلیغ در چارچوب اسلام و خارج آن،که در پرتو اراده فخرالدین دوم و پیروان او، معنی‌ها و شهابی‌ها، به اراده سیاسی و تلاش خستگی‌ناپذیر برای استقلال سیاسی در درون امپراطوری عثمانی تبدیل گردید، بعدها اراده همه لبنانیان شد. این مسئله پس از آن رخ داد که دیگر گروه‌های دینی و اجتماعی در طی سه قرن‌واندی و با وجود موانع طبیعی که در روند تاریخ پدید آمد و با وجود دشواری‌های ساختگی که مقامات محلی و دولت‌های بیگانه، به‌ویژه در فاصله سال‌های 1860 تا 1943 میلادی ایجاد کردند، به این حرکت پیوستند. بنابراین، هر لبنانی اگر این اراده و این قدرت بر تمایز و آزادی و آزاداندیشی در او ریشه دوانده باشد، از لحاظ خاستگاه سیاسی، دروزی به شمار می‌آید.

مارونیان، نخستین گروهی بودند که به این اراده دروزی پیوستند و در راه آن تلاش کردند. دلیل‌شان این بود که سیاستی که بنیانگذار این جریان در پیش گرفت، اقدامی فرقه‌‌ای نیست بلکه جنبشی پردامنه و نبردی آزادی‌بخش برای همه ملت‌ها و فرقه‌ها در چارچوب میهن واحد است، خواه لبنانی باشند یا سوری یا عربی.

سهم مارونیان در این جنبش که اساس آن دروزی بود، این بود که مظهر فرهنگی آن در گرایش به غرب را تقویت کردند. سرآغاز این رویکرد،