گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 339

سند شماره 02-12-74

موضوع: سخنرانی- عکار، محروم‌ترین منطقه لبنان

مکان و تاریخ: شهرک منیاره عکار، 1/12/1974.

مناسبت: دعوت باشگاه فرهنگی ورزشی شهرک از امام صدر برای سخنرانی درباره استقلال.

منبع: روزنامه النهار، 2/12/1974؛ روزنامه المحرر، 2/12/1974؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان.

گزیده‌ای از متن

امام موسی صدر دعوت‌های مناطق گوناگون لبنان را از هر فرقه و گروهی پذیرفته است. یکی از این دعوت‌ها از سوی منیاره در عکار بود.

امام صدر گفت: «در گذشته نزدیک از اجتماع ما و شما جلوگیری می‌کردند، ولی استقبال امروز شما به جنبش ما و هر جنبشی که یاور محرومان و ستم‌دیدگان باشد، انگیزه می‌بخشد.»

امام به تبیین مفهوم کلاسیک استقلال پرداخت و گفت: «ما برای آنکه بتوانیم بر خودمان تکیه کنیم، نیاز داریم که جامعه‌ای واحد باشیم که همه نیروها و توانایی‌های آن، یکجا صرف ساختن امت و جامعه‌ای سالم شود.»

ایشان افزود: «توجیهاتی که سبب شد ما تحت قیمومت بیگانگان باشیم، با استقلال کشور از بین رفت، ولی موانع فرقه‌ای و گروهی و اقلیمی و طبقاتی، آفت استقلال شد و هرگاه ملت لبنان یکی از این موانع را پشت سر می‌گذاشت، حاکمان موانعی خطرناک‌تر ایجاد می‌کردند، از جمله برخوردهای یک‌‌بام‌ودو‌هوا و تفاوت‌های اجتماعی و اقتصادی آشکار میان مناطق.

بنابر گزارش هیئت اِرفِد، درآمد شهروندان بیروت و جبل بیست برابر درآمد شهروندان عکار است و میزان بی‌سوادی در این منطقه 47 درصد است، در حالی که این نسبت در منطقه‌ای که بیش از ده کیلومتر از آن فاصله ندارد، از سه درصد فراتر نمی‌رود. تبعیض در استخدام و دادن بورس و طرح‌ها و امتیازاتی که سخاوتمندانه به عده‌ای اختصاص داده می‌شود نیز باید به آن افزوده شود، در حالی‌که سهم عده‌ای دیگر برخوردهای خشن و خفت‌بار است.»

امام صدر درباره «این اوضاع نابهنجار که راه را برای کودتاهای نظامی هموار می‌کند» هشدار داد و گفت: «حاکمان و مرفهان لبنان، برای آنکه به یاد بیاورند از زمان جنگ جهانی دوم 37 دولت در نتیجه اوضاعی مشابه که ما نیز از آن رنج می‌بریم، سقوط کرده‌اند، نیاز به حافظه‌ای قوی ندارند. این دولت‌ها دارای نظام دموکراتیک و آزاد بودند، اما با کودتای نظامیان سرنگون شدند. آخرین نمونه آن اتیوپی است.»

امام گفت: «رقابت سیاسی در کشورهای جهان رقابتی ورزشی است، اما در لبنان جنگی سرنوشت‌ساز است که طرف بازنده نابود می‌شود، زیرا در کشور ما حاکم، خانواده و طرف‌داران و نزدیکانش را به خود نزدیک می‌کند و دیگران را از خود می‌راند. سپس، این رقابت به نبردی شدید برای خرد کردن رقیبان و انتقام‌جویی از آنان تبدیل می‌شود و جنبه نابودکننده پیدا می‌کند، نه جنبه دموکراتیک. این نوع رقابت