گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 353

دستش قطع شد، از شما بود، موضع شما چگونه بود؟ اگر دختر شما یکی از دختران محروم از تحصیل در هرمل یا عکار یا حومه بیروت بود، چه می‌کردید؟

من درباره کسانی که به جنوب لبنان و مرزها سفر نکرده‌اند یا دانشجویانی که نام روستاهای مرزی را نیز نمی‌دانند، صحبت نمی‌کنم. وضع آنان پدیده‌ای بیمارگونه است که باید به آن رسیدگی کرد. سخن من با مقامات است؛ با شما بزرگان ادب و اندیشه که آگاه هستید و به میهنتان ایمان دارید. حال که شما و آنان مشکل را دانستید، چگونه می‌توانید به امور شخصی سرگرم شوید؟ چه رسد به اینکه در صدد توجیه و بهانه‌تراشی برآیید.

اگر تاریخ جنبش‌های سیاسی در لبنان از سلسله‌ تظاهرات و اعتصاب‌ها و فشارها را بررسی کنیم، با مطالبات گروهی کارگران و دانشجویان و کشاورزان و حتی بازرگانان و همچنین، مطالبات سیاسی و ملی در چارچوب مواضع سیاسی و حتی مطالبات قومی روبه‌رو می‌شویم. ولی متأسفانه هیچ جنبش ملی نمی‌یابیم که گستره مناسب داشته باشد و بتواند به مشکلات بزرگ از محرومیت و عقب‌‌افتادگی مناطق و خطرهایی که میهن و زندگی جامعه را تهدید می‌کند، بپردازد.

آیا عامل آن مسئله جناح‌بندی ملت لبنان در دوره قبل از استقلال است که پس از آن به فرقه‌گرایی سیاسی تبدیل شده است؟ آیا این حزب‌گرایی مانع شکل‌گیری چنین اقداماتی می‌شود؟ فکر نمی‌کنم. محرومیت و خطرهای موجود، برای جنوب و عکار و بقاع و بیروت و برای فِرَق تفاوتی نمی‌کند.

آیا دموکراسی به شیوه کنونی آن که مبتنی بر انتخابات و تبادل هوشمندانه و خبیثانه خدمات است، عامل آن است؟ کارمند را سیاستمدار تعیین می‌کند. روشن است که او نیز با عرضه خدمات به کسانی که به آن سیاستمدار رأی داده‌اند، وفاداری خود را به وی نشان می‌دهد. آن سیاستمدار نیز با رأی‌دهندگان به خود از راه خدماتی که آن کارمند به آنان عرضه می‌دارد، سازش می‌کند.

مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها نتوانسته‌اند نقش خود را در یک‌پارچه کردن اندیشه‌ها ایفا کنند و حتی به احزاب نیز تا کنون اجازه داده نشده است که نقش خود را ایفا کنند. شاید فرقه‌گرایی است که آن‌ها را در خود فروبرده است.

روزنامه‌ها و مجلات تا حد بسیاری این بیماری را پشت سرگذاشته‌اند، ولی جبهه‌ای هماهنگ و یک‌پارچه را برای آگاهی بخشیدن به هم‌وطنان تشکیل نمی‌دهند و دچار تناقض و اختلاف هستند.

تفاوت و تبعیض در هرجایی به چشم می‌خورد: در مدرسه، در بیمارستان، در جاده‌ها، در طرح‌ها، در وضع اقتصادی مناطق، در نسبت بی‌سوادی.

شما برای ساختن میهن خود چه آماده کرده‌اید؟ ارزش خدماتی که میهن شما به شما عرضه کرده، چقدر است؟ موضع شما برای ادای این دین چیست؟ بنابر حقایق علمی، کشور در وضعیت ناخوشایندی قرار دارد.

من نمی‌خواهم به‌طور مفصل به تبیین عوامل شکل‌گیری این جنبش بپردازم، زیرا شما آن‌ها را تأیید کرده‌اید، ولی دوست دارم به چند نکته اشاره کنم:

1. آنچه من و همراهانم را به فعالیت فزاینده از دادن پند و اندرز گرفته تا برگزاری تظاهرات واداشته است، فقط محرومیت است. شاید اینکه اکثر شیعیان از محرومان هستند، علت توجه و شناخت من به این محرومیت است. گستردگی محرومیت در میان