گام به گام با امام موسی صدر جلد 4

جلد: 4
صفحه: 207

نبود و تشریفاتی نیز در کار نبود. من نیازی به این امور ندارم. پیوند من با شما بر پایه مبارزه، عاطفه، حرکت، خردورزی، سرنوشت و راه مشترک علی بن ابی طالب استوار است.

برادران، گوش کنید! این کارها موجب آزار مردم است؛ آزار و اذیت است. بگذارید امروز حادثه‌ای نداشته باشیم. امروز نیروهای پلیس حضور ندارند، محافظین حضور ندارند، ما خودمان امنیت را حفظ می‌کنیم، لطفاً شلیک نکنید، تا با آرامش و نظم و با اراده از اینجا خارج شویم. بگذارید عزم خود را برای کار و مبارزه و حرکت جزم کنیم. شکیبا باشید و برادرانتان را نیازارید.

گفتند که سید موسی به دنبال ریاست مجلس اعلای شیعیان است. ای جماعت، پیش از آنکه مجلس اعلای شیعیان در کار باشد، من و همکارانم مجلس اعلای شیعیان را پایه‌گذاری کردیم. من و همراهانم ریاست مجلس شیعیان را پدید آوردیم، در حالی که هیچ پست و مقامی در کار نبود تا از آن کمک بگیریم. پافشاری کردند و گفتند که حتماً ریاست می‌خواهی.

متأسفانه، برخی از سروران روحانی را با ترغیب یا تهدید به سوی خود کشیدند. به عده‌ای وعده دادند و عده‌ای را ترساندند و شروع کردند از اینجا و آنجا حرف زدن. نه، کرامت ما برتر است. ما چیزی جز حقوقمان نمی‌خواهیم. این را درک کنید. بنابراین، امور آن‌گونه که آنان می‌خواستند، پیش نرفت. پس از آن شروع به صحبت درباره اختلاف در درون شیعیان کردند و گروهی دیگر مثل ارکستر بحث آشتی را پیش کشیدند: آشتی برای مصلحت شیعیان. چه پیش آمده است، ای جماعت؟ به خدا سوگند هیچ اختلافی وجود ندارد. من در پی حقوق شیعیان هستم و هرکس که در راه تأمین آن تلاش می‌کند، به روی سر و چشم ما جا دارد. آنان وقتی دیدند که ما در مطالبه خود جدی و قاطع هستیم، اقدام به پخش اخبار اختلاف کردند و متأسفانه، عده‌ای هم که پاک‌‌نیت بودند، کم‌کم به این بحث کشیده شدند.

من در برابر شما در این مراسم بزرگ اعلام می‌کنم که ما به دنبال حق هستیم و با هیچ‌کس دشمنی نداریم. حق خود را مطالبه می‌کنیم و هرگز کوتاه نمی‌آییم و تا آخر به راه خود ادامه می‌دهیم و شعار ما همان شعاری است که امام حسین(ع) سر داد: «ألا ترون أن الحق لایعمل به و أن الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله حقا.» (آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌کنند و از باطل بازنمی‌دارند. جا دارد مؤمن به ملاقات خداوند رغبت پیدا کند.) امام حسین می‌گوید که وقتی به حق عمل نمی‌کنند و از باطل باز نمی‌دارند، جا دارد انسان در راه حق جان دهد.

این اجتماع ثابت کرد که این فرقه یک قلب واحد دارد و این منطقه یک چشم و یک دست واحد دارد. همه با هم یک‌پارچه حامی مطالبات هستند. ما برای رسیدن به مطالبات، بدون هیچ چنددستگی و بیم و هراسی به راه خود ادامه می‌دهیم. این اجتماع ثابت کرد که بسیاری از لبنانیان، و بلکه همه لبنانیان شرافتمند، با ما در این مسیر همراه‌اند. چرا؟ چون آنان فراموش نمی‌کنند که… (خدا گواه است که من این سخن را از سر منت یا تعارف نمی‌گویم. این حرف را من فقط امروز می‌زنم و تنها به این سبب آن را می‌گویم که پایبندی و وفاداری و تعهد خود را به این کشور ثابت کنم) مردم لبنان فراموش نکرده‌اند که در ماه مه وقتی آتش فتنه شعله‌ور شد، چطور من از سوریه به خیابان صبرا و از آنجا به کاخ