گام به گام با امام موسی صدر جلد 4
طبق اسناد، در آینده در معرض هجوم و طمعورزی اسرائیل قرار خواهد گرفت. گذشته از آن، ایران و همه مردم آن، به قداست فلسطین و جایگاه قدس اعتقاد دارند و ملت ایران آماده است تا با همه توان و امکانات خود برای کمک به کشورهای عربی تلاش کند. این عوامل اقتضا میکند که حاکمان ایران، حداقل فروش نفت را به اسرائیل تحریم کنند و به روابط اقتصادی خود با آن رژیم ادامه ندهند. بلکه از ایران انتظار میرود با تمام تجهیزات نظامی و نفوذ سیاسی و تبلیغاتی خود، در کنار اعراب با اسرائیل روبهرو شود، زیرا نبردی که امت عربی امروز وارد آن شده است، نبردی سرنوشتساز است و پیامدهای آن بر ایران نیز بازتاب مییابد.
آیا تلاشی کردهاید که حکومت ایران را به پیش گرفتن سیاست حمایت از اعراب متقاعد کنید؟
بله، من در این راه تلاش بسیار کردم، ولی متأسفانه دستگاههای اطلاعاتی ایران مانع به ثمر نشستن این تلاشها شدند. شاید با نفوذ این دستگاهها بر همه مراکز رسمی ایران آشنا باشید. این دستگاهها هستند که مانع آشکار شدن مواضع مردم ایران و روابط برادرانه آنان با اعراب میشوند و نمیگذارند مردم ایران که از بذل مال و جان خود نیز در این راه دریغ ندارند، به کمک اعراب برخیزند.
بر این اساس، آیا گمان میکنید که حکومت ایران موضعی ایجابی در قبال مسائل برحق عربی اتخاذ کند؟
من مطمئنم که ملت ایران، همانند ملتهای عرب، این مسائل را درک میکنند (اگر نگویم درک آنان بیشتر است)، ولی این امر تاکنون بر موضع مقامات بلندپایه ایران تأثیری نداشته است. البته، این بدان معنا نیست که تلاش برای جذب هرچه بیشتر ایران سودی ندارد، هرچند با استمرار حکومت فعلی و تسلط دستگاههای امنیتی بانفوذ آن، این امید کمرنگ است.
موضع علمای دینی ایران در قبال رژیم کنونی چیست؟
علمای ایران، از زمانهای بسیار دور، از همراهی با حاکمان و حمایت از آنان خودداری کردهاند و بر این اصل تکیه کردهاند که «اگر عالمان را در بارگاه پادشاهان دیدید، بد عالمان و بد پادشاهانی هستند و اگر پادشاهان را بر در سرای عالمان دیدید، نیک عالمان و نیک پادشاهانی هستند.»
علما در حد امکان خود با تجاوز و طغیان و زورگویی حاکمان مبارزه میکنند و نفوذ بسیاری در مردم دارند. در دوره اخیر، بیشتر علمای دین و در رأس آنان، امام خمینی برای اصلاح مواضع سیاسی و اجتماعی در ایران وارد نبردی سخت شدهاند و بسیاری از آنان به زندان افتادهاند و آقای خمینی نیز اینک تبعید شدهاند و در نجف اشرف زندگی میکنند.
بسیار گفته میشود که ایران به مؤسسههای شیعی در لبنان کمکهای فراوانی میکند. آیا این درست است؟
تا آنجا که من اطلاع دارم، تا کنون چنین کمکهایی در کار نبوده است، به جز مشارکتی بسیار ناچیز در ساختن یک یا دو مسجد از ده سال پیش یا بیشتر.
