گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
خود دارد و کوششهای فرهنگی را رسالتی انسانی و یکی از واجبات زندگی شناخته است.
هماکنون، با توجه به بحثهای گذشته، میتوانیم با وضوح و روشنی هرچه بیشتر، موضع اسلام را در قبال فرهنگ جدید بررسی کنیم و میراثهای علمی فرهنگ اسلامی را برشمریم. فرهنگ اسلامی برای جهان بشریت ثروت و ذخایر بزرگ و ارزشمندی را ارمغان آورده و فرهنگ قرن بیستم از آن سرمایهها و ذخایر مهم بهرهمند است.
مسلمانان با کشف قطبنمای دریایی، جهان را از سواحل مالایا گرفته تا جزایر آزورس اقیانوس اطلس، به روی بشر گشودند. ما بر این مطلب اصرار و پافشاری چندانی نداریم که کاشف واقعی قاره آمریکا مسلمین بودند، ولی باید دانست که ابوریحان بیرونی اولین کسی است که در نظریات خود درباره زمین تصریح کرد که قاره بزرگی در طرف دیگر زمین وجود دارد.
نیز مسلمانان جغرافیای جهان را کامل کردند. از جمله افراد برجسته در این زمینه عبارتاند از: مسلمبنحمیر و جعفربناحمد مروی و ابنفضلان و ابنخرذازویه و جیهانی و مسعودی. اما ابوریحان بیرونی روشی کاملاً ابتکاری در علم جغرافیا و جوانب اساسی و مشهور قسمتهای مختلف زمین بهوجود آورد و از همین شیوه ابتکاری در کتاب تحقیق ماللهند استفاده کرد.
شیمی جدید، که از علوم طبیعی بهشمار میآید، از اکتشافات جابربنحیان و محمدبنزکریای رازی است که به پدر شیمی جدید معروف شدند. اما شیمی قدیم یا کیمیا که پیش از این دو دانشمند از یونانی به عربی ترجمه شد، قسمتی از فلسفه است که شامل نظریههاست و سعی در ایجاد معجزات دارد. اما شیمی مادی که از شاخههای علم است، دستاورد دو دانشمند مسلمان مذکور است.
مسلمانان تحولی در علم پزشکی و فن جراحی بهوجود آوردند. زهراوی، جراح مسلمان، اولین کسی بود که جنین مرده را از شکم مادر خارج کرد، و نیز جراحان مسلمان بودند که موفق شدند قسمتی از استخوانهای جمجمه انسان را با استخوانهای جمجمه سگ تعویض کنند و آنها بودند که داروهای شیمیایی ساختند و بیمارستانهای گوناگون تأسیس کردند و طریقه بیحس کردن را قبل از عمل جراحی به کار بستند و باغستانهای نمونهای برای تحقیق در علم گیاهشناسی ترتیب دادند.
ابوعلی حسنبنهیثم علم نورشناسی را بنیان نهاد و آن را علم مناظرومرایا نامید و کتابی در این موضوع تألیف کرد که متأسفانه، جز ترجمه لاتینی آن، که ویتلو در سال1270 میلادی ترجمه کرد، چیزی از آن در دست نیست. ابنهیثم موضوع خطای باصره را نیز کشف کرد و ساختمان چشم را از حیث یک عدسی بررسی کرد. او قوانین ریاضیِ آن را نوشت و قوانین شکستِ نور را شش قرن قبل از شنل و دکارت کشف کرد.
قطبالدین شیرازی نخستین کسی بود که تفسیر صحیحی از رنگینکمان، بر اساس قانون انعکاس و شکستِ نور، بیان داشت. ابنیونس اولین کسی بود که قوانین پاندول را، که اساس اختراع ساعت است، تشریح کرد. خواجه نصیرالدین طوسی نخستین کسی است که نظریات تازهای درباره دوایر فلکی اظهار داشت و هیئت بطلمیوسی را نقد علمی کرد. غیاثالدینجمشید کاشانی قوانین حساب و
