گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
که در منطق دیالکتیک معروف است، هنگام مقایسه و شرح این دو نظریه روشن میگردد.
در خاتمه این بحث، مقتضی است یادآور شویم که مشرقزمین در زمینه فلسفه و عرفان جهان را در قرن بیستم منور ساخته است. ما در اینباره شواهد و دلایل فراوانی داریم. پروفسور هانری کربن میگوید: فلسفه شرق در موقعیتی قرار گرفته که قدرت دارد فلسفه اروپا را از خطر اضمحلال و نابودی برهاند. راستی که دنیای غرب به حکمت جاویدان که از مشرقزمین سرچشمه میگیرد، نیازمند است.
باید اذعان کرد که تصوف اسلامی یا تصوف مسلمانان به کمال خود رسیده است و میتواند قرن بیستم را از تعالیم و تجربههای فوقالعاده غنی خود بهرهمند کند. مثلاً تصوفِ محیالدینبنعربی در سیروسلوک و مراحل معرفت و وحدتِ وجود یا وحدتِ وجود و مراحل فنا، راستی به درجه بلند و رفیعی رسیده که من گمان ندارم هیچ مکتب تصوف جدیدی به این پایه و درجه رسیده باشد. تصوف اسلامی در کشف حقایق ادیان شرقی سهم بسزایی دارد و ما میتوانیم آن را کلیدِ ارتباط ادیان بدانیم.
علم شاهکار درخشنده فرهنگ قرن بیستم است. هرچند که پارهای از بحثهای گذشته ما بر محور آن دور میزد، در اینجا مقتضی است موضع اسلام را درباره علم بهطور مستقل بررسی کنیم.
اسلام به همه علوم با دیده تقدیر و احترام مینگرد و آنها را راهی برای رسیدن انسان به هدفِ خلقت و کمال اصیل و شناخت خداوند و مقام خلیفةاللهی خود میشناسد و سیر در این راه را واجب مقدس تلقی میکند.
حقیقت این است که برای علم هیچ گناهی غیر از کشف حقیقت نیست و شخصِ باایمانی که از علم میهراسد و با آن به مبارزه برمیخیزد، باید در ایمانِ خود تردید و تجدیدنظر کند، زیرا ترس از کشف حقیقت، مفهومی جز این نخواهد داشت که چنین انسانی از معارضه دینش با حقیقت بیم دارد، حال آنکه ایمانِ عمیق و اساسی، بر حرکت علمی تأکید میکند.
در اینجا مناسب میبینم به افراط و تفریطهایی که درباره موضع اسلام در قبال علوم جدید مشاهده میشود، اشاره کنم. مثلاً در آن هنگام که بشر در صدد تسخیر فضا برآمده بود، عدهای گفتند که چنین امری غیرممکن است، زیرا این دخالت در قدرت پروردگار است. گویا به پندار آنان خداوند در فضا قرار گرفته یا قلمرو حکومت او تنها فضاست. نمیدانم چه تفاوتی میان کره زمین و سیارههای آسمانهاست: وَلِلهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ.[76]
همین آرا و گفتار غیرمعقول است که زمینه را برای نفوذ و تأثیر کلمات بعضی از مادیگراها مساعد میکند که میگویند ما در راه تسخیر ماه نه ملائکهای دیدیم و نه به خدا برخوردیم.
نیز هنگامی که میشنوند که جمعی از دانشمندان برای ایجاد سلول زنده کوشش میکنند، میگویند این موضوع غیرممکن است.
در مقابل، دسته دیگری راه افراط پیش گرفتهاند و میگویند: قرآن مجید از همه علوم جدید خبر داده و این آیه شریفه را گواه مدعای خود میگیرند: (یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا
[76]«از آن خداست فرمانروایی آسمانها و زمین.» (آل عمران،189)
