گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
بِسُلْطَانٍ.) [77]
به نظر آنها این آیه بهطور صریح دلالت دارد بر امکان نفوذ بشر به اقطار آسمانها بهوسیله عقل. به عقیده ما این مطلب و استدلال نیز صحیح نیست، زیرا:
الف. این آیه مربوط به قیامت و روز حساب است.
ب. قرآن کتاب دین و تربیت است و ضرورتی ندارد که چنین کتابی به تفصیل متعرض کلیه امور علمی شود. قرآن مجید، در مقیاسی عمومی و تربیتی، انسانها را به سیر در ملکوت آسمانها و زمین و تدبر در جهان آفرینش و بدایع و صنع حق تشویق و ترغیب کرده است. پیشتر به این مطلب اشاره شد که قرآن کریم، هنگامیکه برای نمونه به پارهای از پدیدههای طبیعی اشاره میکند، بههیچوجه تحت تأثیر علوم و معارف رایج زمان خود قرار نگرفته است.
ادبیات و هنر اسلامی، که جزئی از ادبیات و هنر مشرقزمین است، از نظر غنای فکری و زیباییِ صوری از ذخایر ادبیات و هنر جهان بهشمار میآید. بعضی از ادبا و هنرمندان جدید، امثال شاعر اسپانیایی، میکاییل اونامونو، و شاعر آلمانی، گوته، از آن الهام گرفتهاند. از سوی دیگر، تأثیر فراوانی را که هنر اسلامی بر معماری و نقاشی و تصویرسازی گذاشته است، هرگز نمیتوان فراموش کرد.
دامنه بحث و تحقیق درباره ادبیات و هنر وسیع و دامنهدار است.
در اینجا لازم است نظر اسلام را درباره این دو قلمرو اساسی در مطالبِ زیر خلاصه کنیم:
الف. هنر نزد مسلمانان از مفهوم عام و جهانیِ «الله جمیلٌ و یُحِبُّ الجَمال» (خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد) و زیبایی عمومی که در سراسر جهان هستی و در همه شئون آن تجلی کرده، سرچشمه گرفته است. ما در جامعه اسلامی ملاحظه میکنیم که هنر و زیبایی در همه امور زندگی مسلمانان، در خانهها، مساجد، بر شمشیرها و غلاف آنها، در قرآن و جلدسازی، در بازار و معابد عمومی، بهطور وسیعی جلوه کرده است. هنر هیچگاه اختصاص به طبقه ممتازی نداشته و هیچگاه تفنن به حساب نیامده و یا در حاشیه نبوده است. با کوچکترین بازدید از آثار و بناهای تاریخی و مساجد و بازارها و خانههای قدیمی که در شام و اشبیلیه و اصفهان وجود دارد، به این حقیقت پی خواهیم برد.
ب. منعسازی مجسمه در اسلام، هنر اسلامی را بهسوی نقاشی و معماری، هدایت کرده و سبب پیشرفت در عرصههای دیگر هنر شده است.
ج. ادبیات و هنر عصر جدید در بسیاری از زمینهها به جایی از سوءاستفاده رسیده که هیچ دین و عقیده و هیچ انسان خردمندی به آن رضایت نمیدهد. آنها به صورت دو سلاح قتاله برای نابودی شخصیت انسان درآمدهاند. در این ملاحظات میتوانیم بهخوبی نظر اسلام را درباره ادبیات و هنر دریابیم.
آیا اسلام میتواند مشکل بزرگ قرن بیستم را که صلح است، حل کند؟ چنین آیینی که پیروان خود را بهطور عموم امر به صلح میکند:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّةً.[78] و تحیت آنان را صلح و
[77]«ای گروه جنیان و آدمیان، اگر میتوانید که از کنارههای آسمانها و زمین بیرون روید، بیرون روید. ولی بیرون نتوانید رفت، مگر با داشتن قدرتی.» (رحمان،33)
[78]«ای کسانی که ایمان آوردهاید، همگان به اطاعت درآیید» (بقره،208)
