گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
میگرفتند. البته، این معارضه و مخالفت در سطحی بسیار محدود و موقتی صورت گرفته است.
افسانه معروفی که میگوید خلیفه دوم دستور داد کتابخانه اسکندریه را آتش بزنند و مردم شهر تا یک ماه از کتابها به جای هیزم تنورها استفاده میکردند، اساس درستی ندارد. از بررسی تاریخ اسکندریه و کتابخانه آن استنباط میشود که در حدود دو قرن پیش از سیطره مسلمانان بر آن سامان، کتابخانه تقریباً خالی از کتاب بوده و نیز معلوم میشود که کتابهای فراوان کتابخانه عظیم اسکندریه قبل از اسلام چندین بار طعمه آتش شده است. لذا هنگامی که مسلمانان وارد اسکندریه شدند، کتاب چندانی نیافتند.
مبارزه محدود این عده از علما دارای جهات و عوامل گوناگونی بوده است که به پارهای از آنها اشاره میکنیم:
1. تردید در مبادی فکری و اعتقادی فرهنگ جدید؛
2. تردید در هماهنگی و تناسب این فرهنگ با فرهنگ اسلامی و تعارض و منافات آن با پارهای از احکام اسلام؛
3. ترس از هضم شدن شخصیت اسلامی عدهای از تازهمسلمانها و کسانی که در عقاید دینی خود هنوز مراحل ابتدایی را میگذراندند، در تمدن و فرهنگ جدید.
حقیقت این است که عذر اول و دوم در محکمه حق و علم محکوم است، زیرا میتوان با مراقبت و بررسی دقیقِ فرهنگ جدید نقاط ضعف آن را برطرف کرد و با تهذیب محتویات آن، هماهنگی و تناسب آن را با فرهنگ اسلامی نگهداشت. اما عذر آخر یعنی ترس از هضم شخصیت اسلامی مسئلهای مقطعی است و به دورهای کوتاه مربوط میشود، لذا نمیتواند عذر موجّهی برای همه احوال و زمانها باشد.
ما میبینیم که علی(ع) مباحث کلامی را در قالب اسلامی زیبا و جذابی ریخته و درباره آنها بحث و گفتوگو میکند. هنگامیکه حضرت از جنگ صفین مراجعت میکرد، پیرمردی بلند شد و چنین گفت: آیا اساس این جنگ و سرنوشت ما بنابر مشیت پروردگار و قضاوقدر صورت گرفته است؟ حضرت فرمود: آری، به خدا قسم تمام پستی و بلندیهایی که پیمودید، بنابر قضاوقدر پروردگار بوده است. پیرمرد گفت: آه که زحمات من بر باد رفت و اجر و مزدی نصیب من نمیشود.
حضرت فرمود: پیرمرد، آرام باش. شاید تو گمان کردی که این قضاوقدر حتمی و لازمالوقوع است، حال آنکه اگر چنین باشد، مسئله ثواب و عقاب و امر و نهی و تکلیف از بین خواهد رفت؛ وعده و وعیدهای خداوند به نعمتهای آخرت بیاثر خواهد شد و برای گناهکار و نیکوکار مجازات و پاداشی نخواهد بود. اینگونه عقاید متعلّق به بتپرستان و دشمنان خداوند است. ای پیرمرد، اوامر پروردگار بر اساس اختیار بندگان است و برای تحذیر نهی کرد و خداوند هرگز از روی اجبار و اکراه عبادت نمیشود و آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، به باطل خلق نشده و عبث بودن دستگاه آفرینش گمان کافران است و وای بر آنان از عقوبت خداوند.
از بحثهای گذشته دو نتیجه مهم و اساسی گرفته میشود:
1. اسلام بر ساختن فرهنگ اسلامی مؤمنانه برای مسلمانان اهتمام دارد.
2. اسلام شرح صدر و ظرفیت وسیعی برای قبول و اقتباس فرهنگهای بشری و هضم آنها در
