گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 100

وجود دارند و احکام‌ ظاهری‌ آینه‌ای هستند که‌ از راه‌ آن‌ها می‌توان‌ به‌ احکام‌ واقعی‌ رسید. احکام‌ ظاهری‌ همان‌ نتیجه‌ آرا و اجتهاد مجتهدان‌ است. آنان بالفعل‌ به‌ یقین‌ رسیده‌اند که‌ احکام‌ ظاهری‌ همان‌ احکام‌ خداوند در حق‌ خودشان‌ و مقلدینشان‌ است.

همین‌ مثالِ‌ مختصر روشن‌ می‌کند که‌ تحلیل‌ و تحقیق‌ در مراحل‌ گوناگون‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ در چه‌ دایره‌ وسیعی‌ قرار گرفته‌ است‌ و در عین حال، چگونه‌ از پشتیبانی‌‌ سلسله‌قوانین‌ ثابت‌ آسمانی‌ و ربانی که در این جهان لازم است، برخوردار است.

سوم: فرهنگ‌ جامع‌الأطراف‌

بعد از بیان‌ وسعت‌ دامنه‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ و به‌هم‌پیوستگی‌ و وزانت و متعادل بودن‌ آن‌ نیازی‌ به‌ ذکر این‌ امتیاز نیست که‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ جامع‌‌الأطراف است. اما نوشته‌ یکی‌ از دانشمندان‌ بزرگ‌ به‌ دستم‌ رسید. او استاد ژوپ در دانشگاه‌ آکسفورد است‌ و نام‌ کتاب‌ ارزشمندش‌ الإتجاهات‌ الحدیثة‌ فی‌الإسلام. او معتقد است‌ که‌ تفکر شرقی‌ به‌طور عموم‌ و خصوصاً تفکر اسلامی، بسیار ساده است و قدرت‌ ایجاد هماهنگی‌ و تأ‌لیف‌ و ترکیب‌ ندارد.

ما در پاسخ تنها اکتفا می‌‌کنیم به‌ آنچه‌ مالک بن نبی، محقق‌ معروف‌ الجزایری، در کتاب‌ وجهة‌ العالم‌ الإسلامی‌ آورده‌ است. وی‌ می‌گوید: میراث‌ فرهنگی‌ ارزنده‌ای‌ که‌ تمدن‌ اسلامی‌ آن‌ را ایجاد کرد و برای‌ بشریت‌ به‌ ارمغان‌ آورد، خود شاهد و دلیلی است‌ بر عظمت این‌ فرهنگ‌ در روزگار درخشان‌ و طلاییِ‌ مسلمین. از همین رو، آن تلاش‌ها در همه‌ موارد با قانونمندی‌ همراه‌ بوده‌ است. قانونمندی‌ مستلزم‌ برخورداری‌ از قدرت‌ ترکیب‌ است. پس‌ نظریات‌ علمی‌ وضع‌ شد و فقها این‌ قوانین‌ و نظریات‌ را بر اصول‌ بنیان‌ نهادند.

‌در آن‌ هنگام‌ که‌ قوانین‌ روم‌ چیزی‌ جز سلسله‌قوانینی ساده‌ و پراکنده‌ و نامنسجم‌ نبود، برای‌ اولین‌ بار در تاریخِ‌ قانون‌گذاری، تشریع‌ اسلامی‌ بر مبنای‌ نظامی فلسفیِ دارای اصول و مبانی‌ دقیق‌ قرار داشت.

تحقیقات‌ ابوالوفاء دانشمند فلک‌شناس‌ اسلامی،‌ در علم‌ فلک‌ و اکتشافات‌ وی‌ در موضوع‌ تغییر حرکت‌ ماه‌ و همچنین،‌ تحقیقات‌ ابن‌خلدون‌ در علم‌ تاریخ‌ و استنباطی‌ که‌ برای‌ اولین‌ بار در قوانین‌ تاریخی‌ و ارتباط آن‌ها با انواع فعالیت‌های جوامع داشت، از نمونه‌های‌ بارز این‌ مطلب‌ است.

چهارم: پویایی

انسان، به‌ مقتضای‌ این سلسله‌‌مفاهیم‌ کلی، صاحب مقام‌ خلیفةاللهی‌ و جانشینی‌ پروردگار در روی‌ زمین‌ است‌ و این‌ مقام‌ و موقعیت‌ را به‌ سبب‌ برخورداری‌ از علم‌ و اراده‌ احراز کرده‌ است. ماجرا را قرآن‌ مجید این‌گونه‌ نقل‌ می‌کند:

( وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ قَالُواْ سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ

صفحه100 از408