گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
بهطور کامل تطبیق میکند، زیرا زمین مشتعل که از خورشید جدا شده، شبی نمیتواند داشته باشد، بلکه در آن حال روشن و در حالت روز به حساب میآید، و چون سرد و خاموش شد، روز و شب پدید آمد. از طرف دیگر، این عبارت که خورشید و ماه در مسیر و مدار خود شناورند، بهطور کامل با هیئت بطلمیوسی که معتقد به سیر فلک و سیر خورشید و ماه با فلکهای آنها بوده است، مباینت دارد.
نیز در سوره انعام آیه 125 میخوانیم: ( فَمَن یُرِدِ اللهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء.) [62]
درباره این تمثیل و مقارنه لطیف و شگفتانگیز بین مثل و واقعیت علمی آن تأمل کنید.
در سوره ذاریات آیه 47 میبینیم: ( وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ.) [63]
از این آیه بهدست میآید که فضا بهطور دائم در حال توسعه است و این حقیقت را جز در این اواخر که ریاضیدان بلژیکی، لومتر، نظریه امتداد هستی را اظهار کرد و این نظریه مورد قبول قرار گرفت، کسی آن را نمیدانست.
اکنون میتوانیم اصول و پایههای اساسی این فرهنگ را بررسی کنیم.
فرهنگ ما میان آسمان و زمین پیوند برقرار میکند، و آفریده را خواه فرد باشد خواه گروه به آفریدگار خویش متصل میکند. این فرهنگ، به همین سبب، به ربّانیت و قداست و قدرت موصوف میشود و همه احساساتِ انسان را پاسخ میگوید.
اسلام میکوشد تا با این ویژگی پردهای بر عقل سلیم آدمی نکشد و انسان را از تفکر درباره خلقت و رویدادهای جهان و تلاش عقلانی برای شناخت قلمروهای گوناگون حیات بر حذر ندارد. فرهنگی است که بر اساس ایمان به اینکه خدا با هیچیک از افراد و موجودات جهان انتساب و قرابت و دوستی خاص ندارد، استوار است. تمام جهان، با همه خصوصیات و پدیدههایش، با همه افراد و جوامعش، در برابر قانون علت و معلول و مشیت پروردگار سر فرود میآورد؛ مشیتی که همه موجودات را زیر بال رحمت خود گرفته و هیچگاه مانع از ارتباط اسباب با مسببات و تأثیر علت در معلول نیست. در حدیث آمده است: «أَبیاللهُ أَن یَجرِی الأمور ألا بِأَسبابِها.» (مشیت پروردگار بر این تعلق گرفته است که امور جهان از راه اسباب و علل جریان داشته باشد.) و نیز قرآن مجید میفرماید: ( إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ[64] و ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ[65] و نیز وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا.) [66]
خداوند بر اساس همین اسلوب با پیغمبران خود رفتار کرده و غیر از موضوع معجزات، که فوق
[62]«هرکس را که خدا خواهد که هدایت کند دلش را برای اسلام میگشاید، و هرکس را که خواهد گمراه کند، قلبش را چنان فرو میبندد که گویی میخواهد که به آسمان فرارود.» (انعام،125)
[63]«و آسمان را به نیرو برافراشتیم و حقا که ما تواناییم» (ذاریات،47)
[64]«خدا چیزی را که از آنِ مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.» (رعد،11)
[65]«به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که بازگرداند.» (روم،41)
[66]«و سوگند به نفس و آن که نیکویش بیافریده سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام کرده که: هرکه در پاکی آن کوشید رستگار شد، و هرکه در پلیدیاش فروپوشید نومید گردید.» (شمس،7-10)
