گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ.) [70]
الف. مفهوم خلیفه غیر از معنایی است که از آلت و وسیله فهمیده میشود. چون مثلاً مدادی که در میان انگشتان نویسندهای قرار گرفته و شعور و اراده از خود ندارد، یا نویسندهای که گفتار دیگری را حرفبهحرف بدون کوچکترین تغییری مرقوم میکند، استقلالی از خود ندارد. ولی خلیفه، یا به تعبیر دیگر نماینده، کسی است که بهطور مستقل و با اراده و اختیار، آرا و منویات شخص را طبق برنامه ترسیمشده و با اعتماد به اشراف و معرفت خاص خود و تصرفات حکیمانه، اجرا میکند.
پرواضح است که تحقق این مقام باید همراه با آزادیِ کامل در تصرفات باشد؛ همان آزادیای که فرشتگان آسمان از آن بیم داشتند و تأکید کردند که این انسان با این کیفیت و با اینکه راههای خیر و شر به روی او باز است، در آینده منشأ خونریزیها میشود.
ولی تنها اختیار و آزادی اراده نمیتواند برای انسان فضیلت ایجاد کند، بلکه همه کرامت و فضیلت انسان در این است که راه خیر و صواب را اختیار کند و پیمودن این راه فقط بهوسیله علم ممکن خواهد بود؛ همان علم و دانشی که عنصر اصلی و پایه اساسی مقام نمایندگی و خلیفةاللهی انسان در روی زمین است.
پس رسیدن به این رتبه بلند انسانی و تصرف در طبیعت و تسخیر نیروهای آن، در صورت شناسایی علل یا به تعبیر قرآن تعلم اسما، امکان دارد و هر گامی در راه معرفت حقایق و کشف قوانین طبیعت، در هر مرتبه و زمینه و مرحلهای که باشد، گامی است بهسوی هدف مقدسی که برای انسان ترسیم شده؛ پیشرفتی است در سیر تحقق کمال غایی و وصول به مرتبهای که انسان بدان منظور خلق شده است. خداوند پیمودن این راه را در سه مرحله مقرر فرموده است: فطرت و دعوت انبیا و مصائب و بلایایی که از کوتاهی یا قصور آدمی ناشی میشود که این موضوع را سال گذشته همینجا طرح کردم.
بنابراین، فرهنگ اسلامی فرهنگی است که انسان را دائماً بهسوی پیشرفت و تحول عقلی در قلمروهای گوناگون پیش میراند، و هر مسئله جدید را با ذهن و قلبی گشوده میپذیرد و این کشف و شناخت را به مثابه سلوک الیالله و شناخت باریتعالی و کمال انسان میداند. چنین معرفتی هدفِ خلقت انسان است و کمال مطلق او. حرکت بهسوی آن واجب و عبادت و کمال است: ( إِنَّمَا یخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء.) [71] خشیتْ ترس نیست، بلکه اثری از آثار ایمان و شناخت است: ( شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ.) [72]
ب. یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ اسلام آن است که هر فعالیت فرهنگی در هر زمینهای باید با دیگر
[70]«و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفهای میآفرینم، گفتند: آیا کسی را میآفرینی که در آنجا فساد کند و خونها بریزد، و حال آنکه ما به ستایش تو تسبیح میگوییم و تو را تقدیس میکنیم؟ گفت: من آن دانم که شما نمیدانید. و نامها را بهتمامی به آدم بیاموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه کرد. و گفت: اگر راست میگویید مرا به نامهای اینها خبر دهید. گفتند: منزهی تو. ما را جز آنچه خود به ما آموختهای دانشی نیست. تویی دانای حکیم. گفت: ای آدم، آنها را از نامهایشان آگاه کن. چون از آن نامها آگاهشان کرد، خدا گفت: آیا به شما نگفتم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم، و بر آنچه آشکار میکنید و پنهان میداشتید آگاهم؟ و به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید. همه سجده کردند جز ابلیس، که سر باز زد و برتری جست. او از کافران بود.» (بقره،30ـ34)
[71]«هرآینه از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او میترسند.» (فاطر،28)
[72]«الله حکم کرد ـ و فرشتگان و دانشمندان نیز ـ که هیچ خدایی بر پایدارنده عدل جز او نیست.» (آل عمران،18)
