گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
ـ حبیشبنأعصم دمشقی.
ـ عیسی فرزند یحییبنابراهیم و شاگرد حنینبناسحاق.
ـ حجاجبنمطر.
ـ سرجیس راسی (اهل صور یا بعلبک).
ـ ثابتبنقره حرانی، که خانواده او معروف به آلثابت بودند.
ـ عیسیبناسید و موسیبنخالد، معروف به ترجمان.
ـ سعیدبنیعقوب دمشقی.
ـ ابراهیمبنصلت.
ـ قویری و خاندان کرخی (سرسلسله این خاندان شخصی به نام شهدی بود).
ـ ابنبکوی عشاری بطری.
ـ یحییبنعدی تکریتی که منطقدان بود.
و افراد بسیاری که برای رعایت اختصار از ذکر آنان خودداری میکنیم.
علاوه بر همه اینها، میبینیم که در بغداد مؤسسه بسیار بزرگی به نام «بیتالحکمة» تأسیس شد که دانشمندان در آنجا جمع میشدند و تمام وسایل، از کتاب و جز آن، برای انتقال علوم و ترجمه و تألیف در اختیار آنان گذاشته میشد. این تشکیلات در آن زمان نقش بزرگی در پیشرفت تمدن ایفا کرد. تاریخ بیتالحکمة را در زمان هارونالرشید ذکر کردهاند و مدرکی در دست نیست که ثابت کند پیش از هارونالرشید تأسیس شده باشد.
این تنها برحسب تصادف و اتفاق نبود که جامعه اسلامی به اشعار هومر و نمایشنامههای اوریپید و آشیل که از مفاخر فرهنگ و ادبیات یونانی بودند، توجه نشان داد. این جریان تأکید میکند که نهضت ترجمه و انتقال علوم در میان مسلمین با برنامه حسابشده و به رهبری زعمای اسلام صورت گرفته است و آنان مراقب بودند که فرهنگهای جدید با پیکره فرهنگ اسلامی انسجام داشته باشد.
ما هنگامی که موضعگیری پیشوایان اسلام را در برابر ورود فرهنگهای بیگانه از نظر میگذرانیم، ملاحظه میکنیم که اغلب آن را پذیرفته و در راه پیشرفت آن کوشیدهاند. کافی است در اینجا به موضع امام فقها، حضرت امام جعفر صادق(ع) توجه کنیم. آن حضرت شاگردان و پیروان خود را به آشنایی با فرهنگهای گوناگون تشویق میفرمود و عدهای را به تعلیم رشتههای تخصصی امر میکرد. مثلاً جابربنحیان را برای تحقیق در علوم طبیعی تعیین فرمود. جابر هم در این راه تا آنجا کوشش کرد که به پدر شیمی جدید ملقب شد. همچنین، هشامبنحکم و مؤمن طاق را برای تحقیق در فلسفه و علم کلام معیّن کرد.
بهطور کلی ما در سخن فقهای بزرگ و پیشوایان اسلام، مطالبی میبینیم که حاوی تشویق و ترغیب مردم به آگاهی از فرهنگهای جدید است. بیان احکام فقهی برای بسیاری از موضوعات نو و حتی گاه مناقشات و مناظراتی در بحثهای گوناگون و جدید، نظیر مباحثات امام علیبنموسیالرضا(ع) با عمران صابئی، نمونههایی است از توجه و عنایت رهبران اسلامی به علوم و موضوعات روز.
ولی نباید از نظر دور داشت که عدهای از علما از بیم انهدام شخصیت اسلامی و تزلزل برخی از عقاید مذهبی، موضعی غیر از این داشتند. آنان در برابر فرهنگهای بیگانه یا بهطور کامل مردد و بیاعتنا بودند، یا بعضاً به مخالفت و مبارزه برمیخاستند. بعضی از آنان هم که قدرت بیشتری داشتند، زمامداران وقت را تحت تأثیر قرار میدادند و این معارضه را در دامنهای وسیعتر و با شدت بیشتر پی
