گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 365

که ماه ذی‌القعده با ماه ربیع‏الاول جابه‌جا شده است و عقب افتاده است. این همان چیزی است که قرآن کریم آن را «نسیء» نامیده و درباره آن گفته است: « ﴿ إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادَةٌ فِی الْکُفْرِ .»[432] بی‏گمان این اقدام آنان نشان‌دهنده لجاجت و سرسختی و ادامه دشمنی‌شان و پایبند نبودن به حدود الهی است. قرآن کریم ماه‌های حرام را تأیید کرد، ولی جابه‌جا کردن ماه‏های حرام را فزونی در کفر خواند. قرآن همچنین شریعت حج را اصلاح کرد و آن را همانند سنت ابراهیم قرار داد. می‏دانید که شریعت حج و دعوت مردم به حج و طواف کردن بر گرد کعبه و سعی میان صفا و مروه و رفتن به عرفات و منا و مزدلفه، جزو شریعت ابراهیم(ع) بوده است، ولی آنان کلمات را تحریف کردند و از جای خود گرداندند و دگرگون کردند، و در همه کار به شیوه‌ای دیگر عمل می‏کردند. مثلاً درمورد کعبه در قرآن آمده است که خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل خطاب کرد که: « ﴿ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ »[433] ابراهیم فرمان خدا را اجرا کرد و کعبه را قبله همه کسانی قرار داد که خدا را می‏پرستیدند و کعبه نماد عبادت خدای یگانه و یکتا شد و نخستین خانه‏ای بود که برای عبادت مردم بنا شده بود. ولی با این حال هوسرانی‏ها و طمع‏ورزی‏ها موقعیت کعبه را دگرگون کرد و تلقی مردم را نسبت به آن عوض کرد، به‌گونه‏ای که کعبه را مرکز بت‏پرستی کردند و بت‌های خود را درون آن قرار دادند. هر قبیله‏ای در آن بتی گذاشت و بدین‌ترتیب، درون کعبه و بر دیوارهای آن، بت‌های متعددی وجود داشت؛ همان‌هایی که امیرمؤمنان، پس از فتح مکه و به دستور پیامبر، در هم شکست. تعداد بت‌هایی که در مکه بود، بسیار زیاد بود، ازجمله هبل، یغوث، یعوق، نسرود، لات، عزی، منات و... هر قبیله‏ای برای خود بتی داشت. بدین‌ترتیب، کعبه را که مرکز و قبله خداپرستی بود، به خانه‏ای برای بت‌ها تبدیل کردند و برای آنکه کارها و رفتارهای خود را توجیه کنند، می‏گفتند: ما بت‌ها را نمی‏پرستیم، بلکه این‌ها شفیع و واسطه ما نزد خداوندند.
آنان نسبت به عبارات تلبیه (ادای لبیک) نیز همین کار را کردند. الآن -‌خدا روزی همه ما کند- وقتی به میقات می‏رسیم و لباس احرام می‏پوشیم در حال احرام و با نیت احرام می‏گوییم: «لَبَّیکَ، اللّهُمَّ لَبَّیکَ، إنَّ الحَمدَ وَالنِّعمَةَ لَکَ وَالمُلکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیکَ» (گوش به فرمانم، خدایا، گوش به فرمانم. سپاس و نعمت و فرمانروایی از آن توست. شریکی برای تو نیست. گوش به فرمانم.) ما در حج این عبارات را می‏گوییم و ابراهیم(ع) به فرمان خدا این تلبیه‏های معروف را تشریع و واجب کرد. اما قبایل ب��‏پرست که در اثر هوسرانی و طمع‏ورزی منحرف شده بودند، می‏گفتند: «لَبَّیکَ، لا شَریکَ لَکَ إلاّ شَریکاً هُوَ لَکَ تَملِکُهُ وَمامَلَکَکَ» (گوش به فرمانم خدایا، تو شریکی نداری جز یک شریک که برای توست و تو مالک اویی نه او مالک تو.) یعنی خدایا شریک داری، ولی نگران نباش، این شریک مملوک توست.
و به همین ترتیب، می‏بینیم همه مناسک و اعمال آن‌ها، از طواف و چگونگی لباس پوشیدن و نماز و ذکر و گریه و سعی میان صفا و مروه و ذبح کردن و قربانی دادن برای آتش و امثال آن‌ها، دگرگون شده بود و این خطری بود که کل امت و هریک از ارزش‏های امت را تهدید می‏کرد. همواره

[432]. «به تأخیر افکندن ماه‌های حرام، افزونی در کفر است.» (توبه، 37)
[433]. «خانه مرا برای طواف‌کنندگان و مقیمان و راکعان و ساجدان پاکیزه گردانید.» (بقره، 125)