گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 201

است. همه این‌ها مثل یکدیگرند. باطل باطل است و حق حق. چه زمانی ما می‏توانیم بر اسرائیل و جاه‏طلبی‏های آن پیروز شویم؟ زمانی که خدا ولی ما باشد، زمانی که هیچ‌یک از ما نگوید: «من»، نگوید: «رئیس». هرگاه همه افراد امت بتوانند از اهداف و منافع شخصی و کوچک خود فراتر روند، یعنی بتوانند در مبارزه با نفس خود و منافع خود بر خواسته‏ها و تمایلات و شیطان خود غلبه کنند، مطمئن باشید که ما در نبرد بزرگ خود با سپاهیان شیطان در این روزها و در این عصر پیروز خواهیم شد. این‌دو یک چیز است.
باید از نو آغاز کنـیم. بایـد دوبـاره خـود را بسـازیم. صادقانه بگوییم بین خود و خدای خود، در زندگی ما چه چیز متأثر از منافع شخصی ما نیست؟ در کدام بُعد از زندگی ما منافع فردی دخالت ندارد؟ ما، در سلام و صحبت و خرید و فروش و دیدار و در همه‌چیز، منافع شخصی را در نظر می‏گیریم. قرآن کریم می‏فرماید: « ﴿ أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْم .»[287] مسلماً تا زمانی که پربهاترین چیز، «من» باشد و بهای هر شخصی، مصالح و منافع او باشد و در هر زمان و مکانی همین روش ادامه یابد، هیچ خیری در این امت نخواهد بود.
چگونه می‏توانیم حقیقت و واقعیت امت را تغییر دهیم؟ وقتی که خود را تغییر دهیم؛ وقتی که خدا را معبود خود قرار دهیم، نه نفسمان را؛ وقتی که اگر منفعت برادرم با حق تضاد پیدا کرد، حق را بر او ترجیح دهم؛ اگر تعارضی بین منافع من با حق پیدا شد، حق را بر خودم مقدّم بدارم؛ اگر منافع ما با منافع دیگران تعارض پیدا کرد و حق با آنان بود، در راه حق حرکت کنیم و قطره‏ای از دریای حق شویم. راه درست این است.
بر این اساس، ما می‏توانیم از امروز، خود را و همـه مواضع و کارها و خرید و فروش و روابط خود را با مردم محاسبه کنیم. واقعیتی را که در زندگی ما حاکم است، تصور کنید. وقتی من با برادرم اختلاف پیدا می‏کنم، خود را بر او ترجیح می‏دهم. اگر من و برادرم با شخصی که نسبت دورتری با ما دارد، اختلاف پیدا کردیم، رابطه برادری و خانوادگی را بر حق ترجیح می‏دهیم. اگر ما و پسرعموهایمان با دیگران نزاع پیدا کنیم، رابطه خویشاوندی بر آن مسئله سایه می‏اندازد. و به همین ترتیب، منفعت و خویشاوندی و «من» بر همه مسائل ما حکم‌فرماست. این مسیر به قتل حسین(ع) منتهی می‏شود. پایان این مسیر وقایعی شدیدتر و دردناک‏تر است. آیا باور ندارید که نتیجه بدتر از این خواهد شد؟ « ﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ .»[288] آنچه ما چشیدیم، نتیجه برخی از کارهایمان بود و اگر بازنگردیم و اوضاع خود را اصلاح نکنیم، تلخ‏تر از این خواهیم چشید. بر چه کسی تکیه کرده‏ایم؟ به چه کسی تکیه‏ کرده‏ای ای انسان؟ «کُلُّکُم راع وَ کُلُکُم مَسئُولٌ عَن رَعیتِهِ» (همه شما نگهبان و مسئولید و همه شما نسبت به زیردستان خود مسئولید.) هر انسانی اگر در خانه، در جمع همکاران، دوستان، مشتریان، همراهان و در مدرسه و مؤسسه خود، به‌سوی خدا حرکت کند، بدان معناست که تغییر کرده است، وگرنه به کجا می‏رویم و بر چه اساس حرکت می‏کنیم؟

[287]. «آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، دیده‌ای؟» (جاثیه،23)
[288]. «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که بازگردند.» (روم،41)