گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 198

این دو نوع ستم کردن، ایجابی و سلبی، در حیات ملت‌ها وجود دارد؛ هرچند آشکارا به چشم نیاید، ولی حوادثی رخ می‌دهد که این حقیقت را آشکار می‏کند.
به حادثه کربلا و قیام امام حسین(ع)، این چراغ هدایت، برگردیم تا ببینیم چگونه امام حسین راه را روشن کرد تا مردم خود حقیقت را دریابند.
می‏دانید که امام حسین و فرزندان و برادران و یاران ایشان به شهادت رسیدند و اهل‌بیت امام به اسارت رفتند. در کربلا زشت‏ترین جنایت و بزرگ‏ترین خیانت رخ داد و شدید‏ترین ستمی که از دست ستمگر برمی‌آید، روا داشته شد. ستمی که در کربلا روا داشته شد، با هیچ ستمی مقایسه‌شدنی نیست، ولی جای این سؤال هست که چه کسی این مشکل را پدید آورد؟ چه کسی ستم کرد؟
در این حادثه، یک نفر فرمان داد که یزید بـود؛ یـک نفـر امیر بود، یعنی ابن زیاد؛ یکی لشکر را فرماندهی کرد و به کربلا آورد که عمر‌بن‌سعد بود؛ گروهی این فرمان را اجرا کردند و تیراندازی کردند و سنگ انداختند و مستقیماً در کشتن امام حسین(ع) دخالت کردند که شمر و یاران او و سپاه حاضر در کربلا بودند.
سؤال این است: اگر در میدان جنگ تنها ابن‌زیاد و یزید و عمربن‌سعد بودند، آیا امام حسین به آن شکل دردناک به شهادت می‏رسید؟ اگر افراد سپاه دشمن بیست یا پنجاه نفر بودند، آیا می‏توانستند چنین جنایتی را مرتکب شوند؟ یقی��اً نه. پس چگونه توانستند چنین جنایتی کنند؟ به فرمانِ فرمانده و اجرای مجریان و تأییدِ تأییدکنندگان و سکوتِ خاموشان. یعنی می‏توانیم بگوییم آن امت، همگی، با قول و فعل و سکوت و خشنودی و فرمانبری خود، بر کشتن امام حسین(ع) اجماع کردند. همگی در رقم زدن واقعه کربلا توافق داشتند، جز اندکی از آنان.
این حقیقت چه زمانی برای مردم آشکار شد؟ پس از رخ دادن آن واقعه. در آن زمان کوفه از بزرگ‌ترین پایتخت‏های جهان اسلام بود. جمعیت کوفه چند نفر بود؟ صدها هزار نفر. هر‌یک از آنان باید با خود فکر می‏کرد که اگر او ساکت نمی‏ماند و به یاری حسین(ع) می‏شتافت، حسین(ع) کشته نمی‏شد. زیرا یک مجموعه مرکب از افراد است و همان‌گونه که در یک شب سی‏ نفر به سپاه امام حسین(ع) پیوستند، اگر هزار نفر، چهار هزار نفر، پنج هزار نفر جمع می‏شدند و به امام حسین(ع) می‏پیوستند، این فاجعه پیش نمی‏آمد. بنابراین، امام حسین(ع) با شهادت خود در واقع ذره‌بینی در برابر چشمان مردم قرار داد و آنان را از مسئولیت و نتیجه کارهایشان آگاه کرد که امروز شما سکوت می‏کنید یا درهمی می‏گیرید یا در خانه می‏نشینید یا فرزند خود را از ترس کشته شدن به خانه بازمی‏گردانید. پیامد این کارها چیست؟
پیامد این کارها در نهایت کشته‌شدن امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) کشته شد، ولی کشته شدن او یک‌باره و ن��گهانی اتفاق نیفتاد، بلکه نتیجه سلسله حوادثی بود که پس از رسول‌خدا و با روی کار آمدن معاویه آغاز شد و به شهادت حسین‌بن‌علی(ع) انجامید. انحرافی که ابتدا پدید آمد، جزئی بود: سکوت یا ترس یا گرفتن دینار و درهم، گرفتن ده یا پانزده لیره یا چند متر زمین. جنایت این‌گونه آغاز شد و کم‏کم سرعت گرفت و بزرگ شد و تا به آنجا رسید که به کشته شدن پسر دختر رسول‌خدا انجامید، آن هم به شکلی فجیع و دردناک، و هیچ کس دم برنیاورد، همه ساکت ماندند.
حسین(ع) از حقیقت پرده برداشت. یعنی به مردم گفت: ای کسی که به اندازه سر سوزن به مردم ستم