گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 193

با وجود کفر، اطاعت کردن سودی ندارد، بنابراین، اگر انسان، ایمان قلبی داشته باشد، کافی است و هر اندازه ستم کند، زیانی به او نمیرسد.» این فلسفه برای خدمت به ستمگرانی شکل گرفت که به نام اسلام حکمرانی می‌کردند. فرقه «جبریه» نیز درست در همین زمان شکل گرفت و امور را به دست تقدیر سپرد و اراده را از انسان سلب کرد. در نتیجه، خشونت و ترور در حیات فکری، و گرسنگی و گرفتار شدن در غل و زنجیر فراگیر شد.
امام حسین(ع) مشاهده می‌کرد که در نتیجه این وضعیت، بی‌گناهان کشته و قبایل تبعید می‌شوند. لبنان در ماجرای تبعید قبایل سهم فراوانی داشت، زیرا بسیاری از قبایلی که به لبنان کوچ کردند، از قبایل شیعی عراق بودند و بدین‌ترتیب، تابعین تبعید شدند. امام حسین در مفهوم سپاه اسلام نیز انحرافی عمیق مشاهده می‌کرد. سپاه اسلام سپاهی صاحب رسالت بود که به سپاهی مزدور تبدیل شد. مفهوم بیت‌المال نیز همین‌طور: در خدمت امت بود، ولی به دست ستمگران افتاد.
امام حسین شاهد دگرگون شدن مفهوم حکومت (که همان اجرای حکم الهی است نه برآوردن تمایلات شخصی انسان‌ها) و دگرگون شدن شعایر دینی نیز بود. مسجدهای ساده و بی‌پیرایه به ساختمان‌هایی بزرگ و باشکوه تبدیل شد که به شکل و معماری آن اهتمام می‌ورزیدند و آن‌گونه که پیامبر فرموده بود: «مسجدهایشان از نظر ساختمان آباد است و از نظر هدایت، ویران.» بیعت نیز دگرگون شده بود. بیعتی که بیانگر ر��ایت و انتخاب و رأی مردم بود، به امری تحمیلی تبدیل شد که پیشاپیش با تطمیع یا تهدید گرفته می‌شد.
امام حسین این اوضاع و آن پیامدها را در زمینه حکومت و حاکمان مشاهده می‌کرد و از سوی دیگر می‌دید که امت همچون گوسفندان به این اوضاع می‌نگرند، بدون آنکه اعتراضی کنند و ناامیدی و بی‌مسئولیتی و ترس و طمع بر همه سایه افکنده است.
۵. حسین شهید

حسین مسئول درست بودن حرکت مردم است. او مسئول است، زیرا امام است. ولی سپاه و قدرتی ندارد. از این رو، تصمیم گرفت خود را به اسلحه معیار و میزان تبدیل کند. «آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل بازداشته نمی‌شود؟ جا دارد که مؤمن ملاقات خدا را آرزو کند، درحالی‌که بر حق است.» امام به همراه فرزندان و اهل بیت و اصحاب و خاندان خود به راه افتاد و فرمود: «به خدا سوگند من از سر غرور و سرمستی قیام نکرده‌ام، بلکه می‌خواهم در حد توان، امت جدم را اصلاح کنم.» امام می‌ایستد تا آن فاجعه به فجیع‌ترین شکل ممکن رخ دهد و دشمنان را رسوا و ادعای آنان در اینکه نمادِ مفاهیم دینی هستند، باطل کند و به مردم نشان دهد که این حاکمان، قدیس نیستند. او برای آنکه وجدان امت را بیدار کند، فرمود: «اگر دین محمد جز با کشته شدن من راست نمی‌گردد، پس ای شمشیرها مرا دریابید.» و همین‌طور نیز شد.
نتیجه این کار همان بود که امام حسین برآورد کرده بود: اعتراض در پی اعتراض رخ داد و شورش و انقلاب شکل گرفت. بنابه گفته طبری، جنبش توابین، زمان کوتاهی پس از کشته شدن امام حسین رخ داد و پس از آن، قیام مدینه و سپس قیام مختار بن ابی عبید ثقفی در سال ۶۶ هجری‌ قمری رخ داد. یعنی پس از پنج سال، بسیاری از بخش‌های جهان