گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 188

ثالثاً، حرکت ضروری به سوی بهترشدن -که به‌طور طبیعی با شکست و تلخی همراه است- بنابر شرایط حرکت، گاه آرام است و گاه، خشونت‌آمیز.
رابعاً، وجود خیر و شر در احساس و در زندگی، پیش از آنکه در خارج، جنگ به راه بیندازد، در درون انسان جنگی همیشگی پدید می‌آورد. این جنگ همان انگیزه‌ای است که انسان را پیوسته به سوی کمال حرکت می‌دهد.
انسان به سوی کمال در حرکت است و انگی��ه این حرکت، وجود دو عنصر خیر و شر در درون خود او و در خارج است، وگرنه اگر انسان شر را درک نمی‌کرد یا در خارج شر وجود نداشت، اختیار یعنی جنگ یا تلاش همیشگی وجود نداشت و در نتیجه حرکت دایمی به سوی کمال وجود نداشت. این نکته، مفهومی قرآنی است، در سوره شمس آمده است: « ﴿ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا » [۵] یعنی خدا به نفس الهام کرد و آن را به‌گونه‌ای آفرید که‌‌‌ همان‌طور که شر را حس می‌کند، خیر را نیز حس کند، « ﴿ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا * وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا »[۶] رستگاری، یعنی کمال، پس از جنگ [بین خیر و شر] به دست می‌آید. « ﴿ وَهَدَینَاهُ النَّجْدَینِ »[۷] آفریدگار راه خیر و شر را به انسان آموخته است. آیه می‌افزاید: « ﴿ فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ »[۸]؛ برخی کوتاهی می‌کنند و از گردنه عبور نمی‌کنند و مشکل را پشت سر نمی‌گذارند. « ﴿ وَ مَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ فَکُّ رَقَبَة»[۹]؛ آزادکردن انسان روزگاری امری فردی بود و امروزه، امری اجتماعی است.
« ﴿ أَوْ إِطْعَامٌ فِی یوْم ذِی مَسْغَبة * یتِیماً ذَا مَقْرَبَة »[۱۰]؛ اطعام یعنی فراهم کردن [اسباب] زندگی برای انسان خواه فردی و بر اساس توانایی‌های انسان و خواه اجتماعی. بنابراین، انگیزه انسان برای حرکت به سوی کمال، وجود دو عنصر خیر و شر و جن�� دائمی میان خیر و شر در درون انسان و در خارج است.
خامساً، دعوت الهی دارای مراحل و درجاتی است: مرحله نخست [خطاب به] وجدان یا به تعبیر قرآن، فطرت است: «﴿ فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا»[۱۱]. فطرت، نخستین مرحله برای دعوت الهی به سوی کمال است. وجدان، پیامبر باطنی و درونی است. مرحله دوم، پیامبر است که خدا او را می‌فرستد می‌شود. پیامبر وجدان جهان هستی و عالم وجود است که به انسان در جنگی که در آن گرفتار است، کمک می‌رساند و اگر خودش بخواهد، او را از تاریکی به سوی نور می‌برد. این، خلاصه دعوت همه پیامبران است: « ﴿ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُبِینٌ‌ یهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَ یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ .»[۱۲] یعنی از تاریکی نادانی به روشنایی دانش و از تاریکی تهی‌دستی به روشنایی رفاه و به همین ترتیب. پیامبران از میان افراد بی‌سواد و انسان‌های عادی انتخاب شدند تا مردم را پاک گردانند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزند. در قرآن چنین عبارتی درباره حضرت محمد(ص) آمده است. بنابراین، نخستین مرحله از دعوت، وجدان است و مرحله دوم، دعوت پیامبران.
اما مرحله سوم از دعوت، شاید خالی از شگفتی نباشد، ولی در عین حال سرشار از خوش‌بینی و تر��یت و تبدیل ضعف به توانایی است. این مرحله، رویارویی با مشکلات و مصیبت است.
قرآن کریم در این زمینه منطق ویژه‌ای دارد، زیرا مصیبت را عاملی کمک‌کننده برای بیداری و هوشیاری و حرکت انسان می‌داند. از نظر قرآن،