گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
190
۲. رابطه بین شهادت و امامت
هر پیامبری و پس از او، امام و وصی و پس از او، نمایندگانش (جانشینانش) یعنی همانهایی که در حدیث آمده است: «هر فقیهی که خویشتندار، پاسدار دین، نافرمان در برابر هوای نفس و فرمانبردار در برابر دستور مولای خود باشد، حجت من بر شماست و من حجت خدا بر آنان هستم» این رهبران، یعنی پیامبر و امام و نماینده ا��ام، در پیشگاه خدا مسئول رفتار مردم و حرکت پیوسته آنان به سوی کمال هستند، به هر قیمت و در هر شرایطی که باشد، حتی اگر نیازمند فداکاری، یعنی شهادت باشد. امام مسئول آن است که شهادت را تقدیم کند و در هنگام نیاز، برای شهید شدن پیشقدم شود تا حرکت انسان به سوی کمال، که به موانع و دشواریهای کوچک یا بزرگی برخورد میکند، مصون بماند. از این روست که اندیشمندان شیعه و یا حداقل برخی از آنان مخالفاند که تشیع، مذهبی جدا از دیگر مذاهب دستهبندی شود، بلکه میگویند تشیع به معنای مسئولیتپذیری و عبارت است از ایدئولوژی رهبران و رفتار پیشگامانه آنان که بر پایه اجتهاد و جهاد استوار است. این ایدئولوژی عبارت است از بررسی صحیح مرحلهای که در آن به سر میبریم و تلاش تا پای شهادت در راه تبدیل آن به مرحلهای بهتر.
اینجاست که به نقطه مشترکی عمیق بین امامت و شهادت میرسیم، زیرا امامت به معنای مسئولیت پاسداری از حرکت مردم است و طبیعی است که این مسئولیت گاه به درجه شهادت نیاز دارد. بنابراین، شهادت جزئی از امامت است و بدینترتیب، معنای حدیثی را که از ائمه به ما رسیده است، درمییابیم: «هریک از ما یا شهید است یا مسموم» این حدیث ابعاد مبارزه آنان را در راه مسئولیتی که بر دوش داشتهاند، روشن میکند. اینجاست که به خط طولانی تاریخ تشیع میرسیم که عاشورا یک صفحه درخشان از آن است؛ همان خط دشوار و همراه با مصیبتی که [امام حسین] با وجود اندک بودن یارانش، آن را مذهب مخالفت یا مبارزه (در چارچوب تعهد اسلامی به متونی که با اجتهاد، جدید میشود) قرار داد.
۳. رسالت... حلقه های به هم پیوسته شهادت
رسالت دین، واحد است که در یک زنجیره واحد با حلقههایی به هم پیوسته قرار داد. هدف رسالت تنها با آزادسازی انسان از خودپرستی و تأثیرپذیری از تمایلات شرّ و نیز پرستش پدیدهها یا افراد پیرامون تحقق مییابد. رهایی از خودپرستی از رهگذر جنگ درونی به دست میآید. این رهایی، امری شخصی است که به خودمان اختصاص دارد، هرچند به تلاش زیادی نیاز است و از این رو، پیامبر(ص) آن را «جهاد اکبر» خواندهاند. ولی وقتی انسان به رهایی از پرستش خدایان زمینی و رد پرستش افراد پیرامون خود میرسد، یعنی وقتی از پرستش مردم و بتهایی که او را به بندگی میکشند و ضعیف میشمارند، آزاد میشود، وقتی از بند ستمگران رهایی مییابد، با منافع آنها برخورد پیدا میکند و معرکه بالا میگیرد.
اینجاست که میبینیم جهاد پیامبران و امامان و اوصیا همگی در یک میدان است، بهگونهای که میتوانیم موضع هریک از آنها را در چارچوبی عام بررسی کنیم. ازجمله این مجاهدتها و بلکه اوج این فداکاریها، شهادت امام حسین(ع) در روز عاشوراس��. شهادت امام حسین حلقهای جدا از دیگر حلقهها نیست و ما آن را از رهگذر «تاریخ دیرینه
