گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 189

تعاملات اجتماعی و ظهور فساد در دریا و خشکی، عامل دیگری برای آگاه کردن انسان از خطاهای او در مسیر حرکت است. قرآن می‌گوید: « ﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ »[۱۳] بر این اساس، می‌بینیم پیامدهای زیان‌بار اجتماعی که نتیجه عمل انسان است، هشداری برای انسان شمرده شده که نوعی دعوت جدید است و به انسان یادآوری می‌کند. این، درمورد حوادث اجتماعی است، همین منطق درمورد مصیبت‌ها نیز وجود دارد: « ﴿ وَ‌لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَی‌ء مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ‌بَشِّرِ الصَّابِرِینَ‌ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ‌ أُولئِکَ عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ »[۱۴] از نگاه قرآنی حتی مصیبت نیزمرحله‌ای از دعوت است.
سادساً، نکته دیگر اینکه دعوت، همه انسان‌ها را در بر می‌گیر��: « ﴿ وَلِکُلِّ قَوْم هَاد »[۱۵] قرآن در آیات متعدد بر وجود دعوت پیامبران خطاب به همه ملت‌ها در روی زمین تأکید می‌کند و از این راه ثابت می‌کند که دعوت خدا از انسان، عمومی است که پیامبران انجام داده‌اند و امامان و اوصیای هدایت‌گر آن‌را ادامه می‌دهند.
این استمرار و فراگیری در دعوت الهی، عنایتی خداوندی برای نجات انسان از سلطه، هوا و هوس و عناصر شر در درون و بیرون اوست. این عناصر شر، هم در زمان دعوت پیامبران و هم پس از آنان وجود دارند و رفته رفته زیاد می‌شوند تا اینکه خطری برای دعوت به شمار می‌آیند و اینجاست که نقش امام آغاز می‌شود تا از تحریف مفاهیم و احکام الهی به‌دست عناصر و افرادی که اندیشه را تخریب می‌کنند و کلمات را از جایگاه خود تغییر می‌دهند، جلوگیری کند.
بنابراین، نقش امام از نظر شیعه، پاسداری از دعوت و رهبری است، جز اینکه او پیامبر نیست و بر او وحی نمی‌شود، ولی معصوم از خطا و گناه است. این بدان معناست که امامِ معصوم، البته نه امام در اصطلاح معاصر نمادِ اراده الهی در حرکت انسان به سوی کمال است. از این روست که شیعه می‌گوید تعیین امام باید با نص باشد نه با انتخاب [مردم]. بنابراین امام، نمادِ اراده الهی است، یعنی وقتی انسان در مسیر خود به سوی کمال با مشکلات و موانعی روبه‌رو می‌شود (که گاه کوچک است و گاه بزرگ) به او کمک می‌کند. با توجه به اینکه امام نماد اراده الهی است، معنای این حدیث روشن می‌شود که «بیشترین بلا برای پیامبران است و سپس برای اوصیا» این بلا به خاطر مسئولیتی است که آنان در دعوت مستمر خود دارند. معنای این حدیث را نیز که «هرکسی بمیرد درحالی‌که امام زمان خود را نشناخته است، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است» می‌دانیم. این حدیث برای مقابله با خطر انحراف و چیره شدن عناصر شر است.
این استمرار در رهبری و کمک به مردم در جنگ درونی و بیرونی و سوق دادن آنان به سوی کمال، تعبیری درست برای سنت خداوند در آفرینش است:« ﴿ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلاً »[۱۶] در اینجا، دگرگونی و تحول و تکامل با ثبات داشتن و مطلق بودن، هماهنگ و همسو است. و امری است که بنیادهای آن تغییرناپذیر ولی محتوای آن تغییرپذیر است. بنابراین، سنت ازلی و مطلق، تغییر همیشگی را می‌طلبد و اینجاست که تغییر و ثبات به یکدیگر می‌رسند.