گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 115

البته غیر از قبیله اوس و خزرج یعنی انصار. اهالی مدینه، این رنج‌دیدگان و مستمندان نزد عرب ارزشی نداشتند، زیرا به‌شدت مستضعف بودند. اما پس از فتح مکه، همه گروه گروه وارد دین خدا شدند.
بنابراین، اعراب چند ماه قبل از رحلت پیامبر اسلام آوردند، یعنی کمی بیش‌تر از یک سال و این مدت کافی نبود. برای اعراب سنگین بود که تابع حکومت مدینه باشند و از آن فرمانبری کنند و به آن زکات بپردازند. برای آنان سنگین بود که حاکم، معبود نباشد و هرگونه که می‌خواهد در میان قبیله حکمرانی نکند.
اسلام نظامی انقلابی بود که نظام قبیله‌ای و عشایری را سرنگون کرد. از این رو، نخستین جامعه اسلامی مدینه[164] است، نه قبیله. نظام شهری برخلاف نظام عشیره‌ای بود.
بنابراین، اعراب صدر اسلام با دین آشنایی کامل نداشتند و اسلام در دل‌هایشان نفو�� نکرده بود. هنگامی که پیامبر از دنیا رفت، گفتند: خدا را شکر که از پرداخت زکات و فرمانبری و نماز و سرکشی نیازمندان و... راحت شدیم و بدین‌ترتیب، از پرداخت مالیات، یعنی زکات، سرپیچی کردند. بنابراین، در آن زمان اوضاع خطرناک و حساس بود و اگر علی(ع) در برابر ابوبکر یا عمر می‌ایستاد و مشکلات داخلی پیش می‌آمد، اعراب در پایتخت، یعنی در مدینه، شورش می‌کردند. از این رو، امام خاموش ماند. خاموش ماند تا اسلام باقی بماند. و چه بسیار آزارها و ستم‌هایی که بر امام روا داشتند. همین بس که همسر او را زدند و درِ خانه‌اش را سوزاندند.
این است که می‌گوییم ما به میراث خود پایبندیم. این است که می‌گوییم پیشوای ما علی است.‌ إن‌شاءالله که راست گفته‌ایم. جوانان ما صبر پیشه کردند. خانه‌هایشان را در آتش سوزاندند. آزارهای تحریک‌آمیز و ستم‌ها ادامه یافت و از پشت به آنان خنجر زدند با آنکه از حق و از مقاومت فلسطین دفاع می‌کنند، آشکارا به آنان تهمت زدند و ناسزا گفتند. به‌رغم همه این‌ها، جوانان ما هنوز مورد حمله قرار می‌گیرند و هنوز نیز از راه راست منحرف نشده‌اند. از این روست که می‌گوییم علی پیشوای ماست و ما راه او را دنبال می‌کنیم. درست است که این کار بسیار دشوار است و خود امام فرموده است که زمانی می‌آید که آن کس که می‌خواهد دین‌داری کند، مانند کسی است که می‌خواهد آتش در دست نگه دارد. این‌طور نیست؟ ولی اگر این‌گونه نباشیم، چه ارزشی داریم؟ فرصت‌طلبی، بازی‌های سیاسی، هم‌پیمانی با شیطان، تاکتیک‌های مرحله‌ای و همسو شدن با جریان باد، از نظر ما مردود است.
خود امام(ع) فرموده‌اند: «النَّاسُ ثَلاثَة فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَمُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبیل نَجَاة وَهَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِق یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیح لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَلَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْن وَثِیق‏.»[165] (مردم سه دسته‌اند: دانایی که شناسای خداست، آموزنده‌ای که در راه رستگاری کوشاست، و فرومایگانی رونده به چپ و راست که در هم آمیزند و پی هر بانگی را گیرند و با هر باد به هر سویی خیزند. نه از روشنی دانش فروغ یافتند و نه به سوی پناهگاهی استوار شتافتند.)
مشکل نیست که انسان بخواهد در مسیر باد حرکت کند. با این شیوه می‌تواند به پیش افتد و از هر گزندی در امان بماند. کار دشواری نیست. ولی امام علی این شیوه را رد می‌کند و ما نیز در جنبش خود آن

[164]. «مدینه» در زبان عربی به معنای «شهر» است.
[165]. شریف الرضی، محمدبن‌حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 496، حکمت 147.