گام به گام با امام موسی صدر جلد 11

جلد: 11
صفحه: 117

فَاَخطَأَ کَمَن طَلَبَ الباطِلَ فَأصابَ.»[167] (آن که در پی حق بوده و اشتباه کرده، همچون کسی نیست که در پی باطل بوده، ولی درست عمل کرده است.) او با آنان نیز به انصاف برخورد کرد.
بنابراین، علی بن ابی‌طالب(ع) برای ما پیشوا و الگوست. همه ابعاد زندگی او بدون استثنا شایسته پیروی کردن و الگوبرداری است، زیرا رسول خدا که « ﴿ وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ الاّ وَحْیٌ یُوحَی »[168] فرموده است: «علی با حق و حق با علی است. هرکجا علی باشد، حق نیز بر محور او می‌گردد.»[169] نیز فرموده است: «أنا مَدینة العِلمِ وَعَلِیٌّ بابُها»[170] (من شهر علمم و علی دروازه آن است.) و باز در اشاره به نکته‌ای اساسی فرموده است که من ترازو�� اعمالم و علی شاهین آن ترازوست. به یاد دارید که علی آینه است؛ هرکه می‌تواند خود را با معیار علی بسنجد و خود را در آینه وجود او ببیند؛ اگر اندکی انحراف در آن آینه دید، بداند که اندکی منحرف شده است و اگر انحراف زیادی دید، بداند که زیاد منحرف شده است. الگو و پیشوای ما علی(ع) است.
ما معتقدیم جنبش ما مقدس است و به یاری خدا پیروز خواهد شد؛ به‌رغم کمونیست‌ها و راست‌گراها و توطئه دولت‌های خارجی و داخلی پیروز می‌شود. چگونه؟ با هوشمندی و دانایی ما؟ نه، بلکه با رهبرانی که داریم. رهبران ما چه کسانی هستند؟ علی بن ابی‌طالب است. ولی باید علی را خوب و صحیح بشناسیم و درک کنیم، مانند مؤمنان، نه خوارج.
ما در این روز، روز میلاد امام، خدا را سپاس می‌گوییم که پیشوای ما را علی قرار داد. زندگی او درس‌های عملی روشنی است که شک و تردید در آن راه ندارد. ما از او سرمشق می‌گیریم و به لطف خدا، زندگی او شبیه زندگی ما و جامعه او شبیه جامعه ماست. سستی و درماندگی برخی از یاران او شبیه سستی و ناپایداری برخی از مردم ماست. دشواری رویارویی او با حوادث بزرگ، شبیه دشواری رویارویی ما با حوادث بزرگ است، ولی ایستادگی، پایداری، صلابت، فداکاری، بی‌باکی و منحرف نشدن او در برابر چشمان ماست. علویان پیروان علی‌اند و امیدواریم جوانان جنبش ما در این راه پیش‌گام باشند. ��نان هستند که این راه را برمی‌گزینند.
ای جوانان، بی‌گمان مرگ به سراغ همه خواهد آمد. پنجاه سال دیگر هیچ‌یک از افرادی که اکنون اینجا نشسته‌اند، وجود نخواهند داشت. همه ما از دنیا می‌رویم. حال که خواهیم مرد، پس چرا می‌خواهیم منحرف شویم؟ حال که می‌میریم، پس چرا می‌ترسیم؟ حال که مرگ جان ما را خواهد گرفت، پس چرا جان خود را ارزان معامله کنیم؟ این کار جایز نیست.
ما پیروان امام هستیم. پیشوایان ما به ما آموخته‌اند که جان خود را محترم بشماریم و آن را در جایگاه خود قرار دهیم. خدا همه پدران و اجداد شما را بیامرزد. من یک دایی به نام محمد داشتم که بسیار خیّر بود و در همین لبنان از دنیا رفت. او طرح‌های بزرگی به اجرا درآورد و خودش زندگی فقیرانه‌ای داشت. می‌گفت: من مال و ثروت را بسیار

[167]. مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح الکافی - الأصول والروضة، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1382 قمری، ج 8، ص 102؛ نیز ر. ک: شریف الرضی، محمد بن حسین، پیشین، ص 94، خطبه 61: «لَیْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ کَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَکَه‏.»
[168]. «و سخن از روی هوا نمی‌گوید. نیست این سخن جز آنچه بدو وحی می‏شود.» (نجم، 3 - 4)
[169]. ر. ک:ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج‌البلاغة، چاپ اول: قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، 1404 قمری ج 1، �� 18، ص 72: «عَلِیٌّ مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِیّ یَدُور مَعَهُ حَیثُما دارَ.»
[170]. ابن بابویه، محمد بن علی، الأمالی، تهران، کتابچی، 1376، ص 345.