گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
118
دوست دارم. به او گفتند: چطور ثروت را دوست داری، درحالیکه میبینیم زندگی فقیرانهای داری و دارایی خودت را بذل و بخشش میکنی. میگفت: من ثروت را دوست دارم، اما نه برای آنکه آن را در راه لهو و خوشگذرانی مصرف کنم، بلکه میخواهم آن را به بهترین شکل خرج کنم.
بنابراین، هر کس خودش، زندگیاش، بزرگواریاش و تواناییاش را دوست دارد، باید نیرو و مال و عمر خود را در راه والاترین و مقدسترین کار، یعنی خدمت به انسان و سعادت او، به کار گیرد.
در این شب من میتوانم بخوابم، پایم را دراز کنم و بخوابم و هیچ پیشرفت و پسرفتی نداشته باشم. میتوانم به خوشگذرانی بپردازم، دزدی کنم، غیبت کنم، توطئه کنم و... یعنی میتوانم زندگی خود را وسیلهای برای پسرفت و تباهی قرار دهم. همچنانکه میتوانم این شب را با انجام دادن کار [نیک] سپری کنم: مشکلی را حل کنم، کتابی بخوانم، بین دو خانواده یا دو نفر آشتی برقرار کنم، فکر کنم، خیرخواهی کنم، عبادت کنم. دوباره میگویم، ما میتوانیم به هر دو شکل رفتار کنیم. سه راه در پیش داریم: یا در جای خود بایستیم و به اصطلاح درجا بزنیم؛ یا به جلو برویم؛ یا به عقب برگردیم.
امام میگوید: «مرا نیافریدهاند تا خوردنیهای گوارا سرگرمم سازد، چون چارپای بسته که به علف پردازد، یا آنکه واگذارده است و به این سو و آن سو رود...»[171] ما نیز هرگز همانند چارپایان نخواهیم بود و راهی جز راه علی(ع) برنخواهیم گزید. خداوند از ما و شما درگذرد.
والسلام علیکم.
[171]. ر. ک: شریف الرضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 418، نامه 45.
