گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
111
مردم این مسئله را تصدیق کنند و از این راه، در مردم شور و هیجان ایجاد کند و آنان را به سوی دعوت و رسالت خود جذب کند و به حرکت درآورد، ولی پیامبر جز تشویق و انگیزش علمی و واقعی را نمیخواهد. نمیخواهد از رخدادهای تصادفی و خیالات سوءاستفاده کند، حتی در راه حق و در راه دین. این مسئله روشن است، برادران؟ این نکته بسیار مهم است. گاه انسان میتواند با سوءاستفاده از احساسات یا حوادث یا سخنان یا عقاید باطل و مبالغهآمیز، هدفی اساسی را به پیش ببرد، ولی اسلام این شیوه را نمیپذیرد، زیرا اسلام به دنبال مؤمن بیدار و هوشیار است، نه مؤمن پرشور و پر هیجان که در تفکر خود بر اوهام تکیه میکند.
علی بن ابیطالب(ع) هیچگاه نگفت من کسی هستم که در کعبه زاده شدهام. ولی در خطبه شقشقیه فرمود: «لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلانٌ وَإِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَلا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر»[154] (فلانی جامه خلافت را پوشید و میدانست خلافت جز مرا نشاید که آسیاسنگ، تنها گرد استوانه به گردش درآید. [کوه بلند را مانم که] سیلاب از ستیغ من ریزان است و مرغ از پریدن به قلهام، گریزان.)
اینگونه به خود میبالید. ب�� چه چیزی میبالید؟ به دانش خود میفرمود همه شما میدانید که من نسبت به رسول خدا همچون بچه شتر نسبت به مادرش بودم.[155] یعنی امیر مؤمنان به خود میبالید و افتخار میکرد ولی نه به متولد شدن در کعبه یا اموری که خود در آن نقشی نداشت، بلکه به کارهایی که خود انجام داده بود، افتخار میکرد. اینجاست که این آیه قرآن کریم را به یاد میآوریم: « ﴿ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّیُحِبُّونَ أَن یُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ یَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَة مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴾ .»[156]
در هر حال، علی(ع) در کعبه به دنیا آمد و این مایه فخر و بزرگی اوست، ولی او به آن افتخار نکرد. او در کودکی در سن هشت سالگی به خانه پیامبر راه یافت و وقتی اسلام نازل شد، ایمان آورد. اما کسانی که میگویند آیا ایمان کودک پذیرفته است یا نه، بیجهت خود را خسته میکنند، زیرا اولاً، ایمان نتیجه هوشیاری و قانع شدن است و پیامد ایمان نیز رفتار است و اگر انسان توفیق یابد از کودکی رفتاری صحیح داشته باشد، همین برای افتخار و عزت او بس است. ثانیاً، قرآن کریم تأکید میکند که مسیح در گهواره پیامبر بود.
علی(ع) در خانه پیامبر و به دست پیامبر تربیت یافت و نخستین کسی بود که به او ایمان آورد. او همواره در راه پاسداری و دفاع ا�� اسلام میجنگید و فداکاری میکرد. وقتی پیامبر، در کوه و صحرا، در تنگنا قرار میگرفت و وقتی کودکان و فریبخوردگان، پیامبر را میآزردند و او را تعقیب میکردند تا آنجا که از هوش میرفت، علی و خدیجه میآمدند و زخمهای او را میبستند و به درمان و پرستاری از او میپرداختند.
او هیچگاه از تلاش و کوشش فروگذار نکرد و از هیچ مسئولیتی، چه دشوار و چه آسان، شانه خالی نکرد، چون تنها خشنودی پروردگار برایش مهم بود. او خود در خطبهای فرموده است که خدایا تو خود میدانی که اگر من میدانستم خشنودی تو در این
[154]. شریف الرضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 48، خطبه 3
[155]. ر. ک: پیشین، ص 300، خطبه 192: «وَلَقد کُنتُ أتَّبِعُهُ اتّباعَ الفَصیلِ أثَرَ أُمِّهِ.»
[156]. «آنان را که از کارهایی که کردهاند شادمان شدهاند، و دوست دارند به سبب کارهای ناکرده خویش هم مورد ستایش قرار گیرند، مپندار که در پناهگاهی دور از عذاب خدا باشند.» (آل عمران، 188)
