گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿الم﴾
الف، لام، میم.
﴿ ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِّلْمُتَّقِینَ ﴾ .
این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست. پرهیزگاران را راهنماست.
﴿ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴾ ،
آنان که به غیب ایمان میآورند و نماز میگزارند، و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند،
﴿ والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴾ .
و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان میآورند و به آخرت یقین دارند.
(بقره، 4-1)
در بخش پیشینِ این سلسله تفاسیر قرآن کریم، دریافتیم که نماز دومین اصل از اصول پنجگانهای است که قرآن برای متقین و هدایتیافتگان و رستگاران ترسیم میکند. قرآن میکوشد که مفهوم نماز را تعمیم بخشد. پس بر آن است که آن را بازدارنده از فحشا و منکر و یکی از پایههای بنیادی اسلام قرار دهد. گاهی میگوید که انسان در بسیاری از حالات در حال نماز است و در برخی آیههای قرآن بیان میکند : « ﴿ وَ الطَّیْرُ صَافّات کُلُّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ ﴾ .»[59] از این آیه درمییابیم که نماز در قرآن بهگونهای تعریف میشود که میتوان گفت پرندگان هم؛ مانند انسان مشغول نمازند. مفهوم نماز در منطق قرآنی چیست؟ این پرسش پراهمیتتر میشود وقتی که قرآن کریم مفهوم تسبیح را هم به موجودات عاقل و هم به موجودات غیرعاقل نسبت میدهد : «﴿سَبَّحَ لِلهِ مِا فِی السَّمَواتِ وَمِا فِی الأَرْضِ﴾»[60] و «﴿وَ سَبَّحَ الرَّعدُ بِحَمدِه﴾»[61] و « ﴿ وَ إِن مِن شَیء إِلّا یُسَبِّحُ بِحَمدِهِ ﴾ .»[62] در جای دیگر، قرآن کریم کلمه سجود را نیز به موجودات نسبت میدهد : «﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَوَتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَآبُّ. ﴾»[63] سجده و تسبیح و نمازی که به همه موجودات نسبت داده میشود، چیست؟ نخست معنای این واژگان : سجود به معنای نهایت فرمانبرداری و کرنش است؛ تسبیح به معنای تنزیه؛ و نماز به معنای دعا و درخواست و نداست. بر این اساس، چون به معنای لغوی توجه کنیم، درمییابیم که نگاه دینی به هستی، بهطور کلی با دیدگاههای دیگر به دنیا و موجودات متفاوت است. در نظر دین
[59]. «و مرغانی که در پروازند تسبیحگوی خدا هستند. همه نماز و تسبیح او را میدانند.» (نور، 41)
[60]. «خدا را تسبیح میگویند هرچه در آسمانها و هرچه در زمین است.» (جمعه، 1)
[61]. «رعد به ستایش او تسبیح میکند.» (رعد، 13)
[62]. «و هیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی میستاید.» (اسراء، 44)
[63]. «آیا ندیدهای که هرکس در آسمانها و هرکس در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان خدا را سجده میکنند؟» (حج، 18)
