گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 34

و بس، اما ایمانمان را به غیب نه.

عبادات به‌طور کلی، از آنجا که جزو شعایر دینی هستند، حقایقی ثابت و تحول‌ناپذیرند. ما جزئیات و علل آن‌ها را نمی‌دانیم. در حقیقت، عبادت عملی است که تنها از انسانِ با انگیزه غیب و ایمان به غیب نشئت می‌گیرد. لذا ایمان به وجدان و به نفسمان و به اجتماعمان قوی نمی‌شود، بلکه ایمان به غیب قوی می‌شود. بنابراین، هرچند برخی آثار نماز و روزه و حج و عبادات را درمی‌یابیم، جزئیات همچنان مبهم و مجهول و علل آن ناشناخته است. این اعمال طبعاً ایمان به غیب را درون نفس انسان تقویت می‌کند. چون دریابیم که اصل ایمان به غیب، اصلی اساسی در زندگی انسان است، پس وجود عبادات برای ضمانت بقای این ایمان نیز اصلی اساسی است. قرآن کریم تأکید می‌کند کسانی که واجبات دینی را به عمد ترک می‌کنند، این موضعشان منجر به ضعف ایمان آنان می‌شود.

قرآن کریم می‌فرماید : «﴿ثُمَّ کَانَ عَاقِبَـةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون.»[57] این ضعف در ایمان همان خطر غافلگیرکننده است که اگر واجبات دینی را ترک کنیم به وجود می‌آید. در حقیقت، واجبات دینی که امروز از آن‌ها به شعایر تعبیر می‌شود، تعبیر درستی نیست. عبادات صرفاً شعایر دینی نیست، بلکه در حقیقت توقفگاه و حقایق و تمرین‌هایی است که در زندگی انسان تأثیر بسزایی دارد. پس چون انسان در نماز با پروردگارش روبه‌رو می‌شود، احساس هم‌نشینی و گفت‌وگو و نزدیکی می‌کند. بی‌شک، انسان در اثر هم‌نشینی صفات هم‌نشین و دوست را کسب می‌کند. ضرب‌المثل عربی می‌گوید : «عَنِ المَرءِ لَاتَسأل وَ سَل عَن صَدیقِهِ» یا «وَ سَل عَن جَلیسِهِ»؛

تـو اول بگـو با کیان دوسـتی
پس آنگه بگویم که تو کیستی

پس چون با خدا مجالست و هم‌نشینی کنیم، صفات نیکو را از او کسب می‌کنیم. حدیث شریف می‌گوید : «تَخَلَّقُوا بِأخلاقِ اللّهِ»[58] (متخلق شوید به اخلاق الله.) چگونه می‌توانیم متخلق به اخلاق خدا باشیم؟ هنگامی که احساس کنیم در برابر خداییم و با او سخن می‌گوییم؛ مناجات می‌کنیم و به او شکایت می‌کنیم. در این حالات و با تکرار، احساس می‌کنیم که این صفات الهی را کسب می‌کنیم.

والسلام علیکم و رحمـة اللّه و برکاته.

[57]. «سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند ناگوارتر بود. زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آن‌ها را به مسخره گرفتند.» (روم، 10)

[58]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم : بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 58، ص 129.

صفحه34 از396