گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
در درون جامعه نیز تناقض به وجود میآورد؛ تناقضی میان نفس و اراده و ذاتِ آگاه خویش و جسمش که تابع قوانین الهی است. کافر با نفس خویش و با جامعه خویش و با هستی در تناقض است. اما کفر به معنای ایمان به عقیدهای خلاف فطرت، بسیار نادر است، زیرا به تعبیر قرآن، ایمان همان فطرت است و کافر نقضکننده فطرت خویش است. بنابراین، اگر به ندرت انسانی را دیدیم که به ایمان فطری خود ایمان نداشت و به سنگ یا بت یا خدایانی دیگر ایمان داشت، اگر در آن ایمان معذور باشد، عقیدهاش به خطا رفته و در منطق قرآن قاصر است، نه کافر. کافر همان کسی است که ذات و ایمان خویش را منکر است و چون با آگاهی از ایمان روی گردان شد، در حالی که وجدان او را به سوی ایمان فرامیخواند، به تعبیر قرآن کریم : « ﴿ وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَـةُ الْمُفْسِدِینَ ﴾ »[65] عالماً و عامداً منحرف است. از این رو، به تعبیر قرآن کریم هشدار و نصیحت نفعی برای او ندارد، زیرا او در قلب خویش از انحراف خود آگاه است.
« ﴿ خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ ﴾ .»[66] طبیعی است که خداوند تا زمانی که خودِ انسان نخواهد بر قلب او مُهر نمیزند. اراده خدا با اراده خود انسان محقق میشود. و این منطق قرآن در همه علل و اسباب هستی است. مثلاً آنگاه که قرآن کریم میفرماید : « ﴿ وَأَوْحَی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ ﴾ »[67]، یعنی اراده خدا ضمن تسلسل طبیعی هستی است. « ﴿ خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ ﴾ »[68] یعنی اگر این انسان بخواهد عالماً و عامداً منحرف شود، خود بر قلب خود مُهر زده است و اراده خداوند هم در اراده انسان متجلی میشود و خداوند در اثر انکار او و هماهنگ با غرورش بر قلب و گوش او مهر میزند. غروری که در برابر ایمان فروتنی نمیکند، انذار هم نفعی به او نمیرساند. در نتیجه، قلب او که باید همساز با عقلش باشد، مهر خورده است و شنوایی او هم که باید با بقیه جوارحش هماهنگ باشد، مهر خورده است و بصیرت و بینایی او هم با این واقعیت ذاتیاش هماهنگ میشود؛ پس او در عذاب است، چراکه ناقضِ نفس خود و جامعه خود و ناقض هستی است. چنین انسانی پس از این زندگی نیز در عذاب است، چراکه خداوند برای او حساب سختی آماده کرده است.
اما آخرین مرحله که قرآن به شدت بر آن تمرکز کرده، نفاق است. عنوانی که قرآن بدترین عنوانها شمرده است. در بحثی دیگر درباره نفاق و نتایج این مصیبت کبرای انسانی صحبت خواهیم کرد. به همین مقدار برای امشب اکتفا میکنم.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته. از روزهداران التماس دعا دارم.
[65]. «با آنکه در دل به آن یقین آورده بودند، ولی از روی ستم و برتریجویی انکارش کردند. پس بنگر که عاقبت تبهکاران چگونه بود.» (نمل، 14)
[66]. «خدا بر دلهایشان و بر گوشهایشان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پردهای است و برایشان عذابی است بزرگ.» (بقره، 7)
[67]. «پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که : از کوهها و درختان و در بناهایی که میسازند، خانههایی برگزین.» (نمل، 68)
[68]. «خدا بر دلهایشان و بر گوشهایشان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پردهای است و برایشان عذابی است بزرگ.» (بقره، 7)
