گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿الم﴾
الف، لام، میم.
﴿ ذلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِّلْمُتَّقِینَ ﴾ .
این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست. پرهیزگاران را راهنماست.
﴿ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴾ ،
آنان که به غیب ایمان میآورند و نماز میگزارند، و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند،
﴿ والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴾ ،
و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان میآورند و به آخرت یقین دارند.
(بقره، 4-1)
این آیات که سلسله بحثهایمان را با آن آغاز کردیم، اصول پنجگانهای را برای معرفی متقین و کسانی که قرین هدایت پروردگار و رستگارند، وضع میکند. اصل اول که اساس زندگی انسان است، همانا ایمان به غیب است که در بحث گذشته مطرح کردیم.
اصل دوم برپا داشتن نماز است؛ نمازی که آهنگ خدا کردن است و روبهرو شدن با خدا و گفتوگو با خدا و درخواست از او و خشوع در برابر خداست. و اینگونه که از سنت متعارف درمییابیم، نماز مالیات الهی بر انسان نیست؛ نماز دیداری دلنشین است با غیب که مصدر وحی و نیروست و اخذ کمال است از همنشینی با خدا. نماز تأثیر بسیاری در دین دارد تا بدانجا که ستون دین شده است. در حدیث آمده است : «فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَیْهِ رُدَّ عَلَیْهِ سَائِرُ عَمَلِه.» (اگر نماز او پذیرفته شود، دیگر اعمال او را نیز میپذیرند و اگر نماز او رد شود، دیگر اعمال او را نیز رد میکنند.) علت اهمیت نماز در دین باید به شکل دقیقی بررسی شود. نماز افزون بر خشوع، توجه و توسل و به گفته حدیث، ریاضتی روحی است که ایمان به غیب را در انسان تثبیت و تقویت میکند. برای توضیح این اصل باید مقدمه کوتاهی ذکر کنیم. انسان چون به کار خیری میپردازد، مثلاً به کاری چون خدمات اجتماعی یا عیادت از بیمار یا خدمات بشری، همزمان هم خدا و هم وجدان والای خود را راضی میکند. بسا که انسان این اعمال صالح را با انگیزههای والای درونی انجام میدهد. پس، در حقیقت این کارهای نیکو و خدمات اجتماعی، ایمان انسان به خدا و ایمان به وجدان را در او تقویت میکند. چون هر کاری که از انسان سر میزند، تمایل درونی را که در پس این کار است، تقویت میکند. پس چون آدمی کار شجاعانهای میکند، شجاعت در او تقویت میشود و همینطور چون کار نیکویی انجام دهیم که وجدانمان را راضی کند، این کار نیک همان صفت نیکو را تقویت میکند
