گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
رسیده است. بسا آنچه امروز آن را مفید میپنداریم، فردا دریابیم که به زیان ماست. این طبیعت همه دستاوردهای بشری است. بنابراین، اعتمادِ مطلق انسان به دستاوردها و ساختههای خود ممکن نیست و این به تعبیر دین بتپرستی است و هیچیک از اینها جای «اللّه» را نمیگیرد. اطمینان و اعتماد تنها بر مطلق همیشگیِ ثابت فراگیر و جاودان ممکن است و این تنها خداست. قرآن کریم میفرماید : « ﴿ ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئنُّ القُلُوبُ ﴾ .»[55]
بیشک، انسان چون حس میکند که مستظهر به غیب و مطمئن به خدا و متکی به مطلق است، احساس نیرومندی میکند و علم، صنعت، نظام اجتماعی و اقتصادی، فلسفه، هنر و تجربههای دیگر را چون آفریدهها و ابزار به کار میگیرد و با اطمینان و آرامش به زندگی ادامه میدهد. این امر از نظر تربیتی اثر فراوان و بزرگی دارد. انسان نباید امور نسبی را جای خدا و مطلق قرار دهد. از اینجا به این اصل میرسیم که علم و صنعت و تجربههای بشری هرچند تکامل یابند، نمیتوانند در نفس انسان جای اللّه را بگیرند. خدا در پس خاطر انسان قرار گرفته است، ولی علم از جانب انسان صادر میشود و به سوی زندگی رهنمون است. پس انسان میان خدا و آفریدههای خود قرار دارد. انسان مخلوق خداست که برای خود آفریدهها و ساختهها و تجربههایی دارد.
اللّه در زندگی انسان جایگاهی دارد که هیچچیز دیگر نمیتواند جانشین آن شود. اگر انسان بخواهد علم، صنعت، نظام یا تجربه را جانشین اللّه کند، در پریشانی همیشگی به سر میبرد. این همان حالت درونی است که انسان معاصر در آن به سر میبرد و شایسته است با این فرموده خداوند مخاطب قرار گیرد که : « ﴿ قال أَتَعبُدُون ما تَنحِتُونَ ﴾ »[56]؛ چراکه انسان که مخلوق خداست، علم و فلسفه و تجربه را خلق میکند. بنابراین، ایمان به غیب در زندگی انسان نقشی اساسی ایفا میکند که نمیتوان از آن بینیاز بود.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
[55]. «آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش مییابد.» (رعد، 28)
[56]. «گفت : آیا چیزهایی را که خود میتراشید، میپرستید؟» (صافات، 95)
