گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 27

به خیر و شر بر زمین برگزیده که توانایی انجام دادن هر دو را دارد، به‌طور طبیعی دریافتند که این انسان می‌تواند شر را انتخاب و در زمین فساد کند و خون‌ها بریزد، همان‌گونه که می‌تواند خیر را برگزیند. پس به خداوند سبحان گفتند : « ﴿ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ .» اما خداوند سبحان درخواست فرشتگان را نمی‌پذیرد چراکه او انسانِ مسئولی می‌خواهد که در همان حال که به وظیفه خویش عمل می‌کند و کارهایش را انجام می‌دهد، درگیر کشمکشی درونی نیز باشد که او را به کمال و پیروزی بر عناصر شر رهنمون سازد. اگرچه انسان‌های خیرخواه کم باشند، چنین انسان مسئولی به‌تنهایی با همه انسان‌هایی که توانایی رفتار مسئولانه را ندارند، برابری می‌کند.

خدا جانشینی مخیر میان خیر و شر در زمین برگزید و اسما را به او آموخت. منظور از اسما همان اسباب و وسایلی است که انسان را به نتیجه کارها می‌رساند. شکی نیست که خداوند به انسان توانایی چیرگی بر موجودات را داده است و سبب آن هم قابلیت انسان برای آموختن است. پس علم مایه چیرگی انسان بر همه موجودات است. وقتی انسان چیزی را نمی‌داند، از آن می‌ترسد و از تصرف در آن درمی‌ماند و مانند بنده‌ای ذلیل در برابر آن می‌ایستد؛ همان حالتی که در برابر پدیده‌های طبیعی دارد. اما هنگامی که آن را شناخت، بر آن چیره می‌شود و آن را به تسخیر درمی‌آورد. خداوند به انسان این توانایی را داده که هرچیزی را بفهمد و در نتیجه، بتواند آن را مسخر کند. اگر بگوییم ابزار چیره شدن انسان بر همه موجودات هستی، علم اوست و خداوند کلید آموختن را در انسان نهاده است، پس انسان می‌تواند هرچیزی را بیاموزد و همه‌چیز را در اختیار خود درآورد. به این سبب است که ملائکه به انسان سجده می‌کنند. این همه، نتیجه عمل فرشتگان است. اگر انسان بتواند همه موجودات را مسخر کند، توانسته فرشتگان را هم به سجده وادارد؛ سجده‌ای که نهایت خضوع و فروتنی است.

حیات انسان در زمین عبارت است از آفرینش موجودی که بتواند خیر و شر را انتخاب و درک کند و بتواند در جهانی زندگی کند که خیر و شر در آن وجود دارد. این احساس وجود خیر و شر در جهان مایه کمال انسان است. آدمی می‌تواند درگیر خیر و شر شود و با مسئولیت خویش، خیر را برگزیند. خداوند قابلیت آموختن را به انسان داده تا بدان وسیله بر همه موجودات غلبه کند. بنابراین، امتیاز انسان در اراده و علم اوست؛ اراده‌ای که همان اختیار است و علمی که او را سلطان همه موجودات قرار می‌دهد. این مسیر همان مسیر حیاتی انسان است؛ بدین‌معنا که انسان ناتوان از آموختن، در برابر هرچیزی ناتوان است. اما چون بیاموزد، به تسخیرشان درمی‌آورد و بر آن‌ها غالب می‌شود. یعنی آدمی می‌تواند از هیچ آغاز کند و تا بی‌نهایت پیش رود. گستره فعالیت آدمی همه کائنات است، نه فقط کره خاکی. اما راه غلبه انسان بر همه کائنات، علم و آموختن است. اگر بیاموزد، چیره می‌شود. چیزی در هستی نیست که مانع پیشرفت انسان شود و در هستی چیزی والاتر از آموختن نیست، پس آدمی می‌تواند به هرچیزی معرفت پیدا کند و هرچیزی را بشناسد.

قرآن کریم در این آیات مسیر حرکت انسان را ترسیم و تأکید می‌کند که می‌توانی بر همه موجودات غالب شوی و مسئولیت خود را در برابر همه آن‌ها بشناسی. این همان معنای «خلیفـةاللّهی» است که در آغاز قرآن کریم به انسان عرضه می‌شود. این

صفحه27 از396