گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 396

خود و پیامبر خندقی عمیق یافتم. اما چنان‌که برخی مفسران گفته‌اند، این آیات فقط به ابوجهل اختصاص ندارد. هیچ آیه‌ای درمورد شخص خاصی وارد نشده است و موردی خاص موجب تخصیص آیات نمی‌شود. فی‌المثل، آیه‌ای درمورد خبر خاصی نازل می‌شود : « ﴿ إن جاءَکُم فاسَقٌ بِنَبَـا فَتَبَیَّنُوا »[425] ولی در همه موارد مورد استفاده قرار می‌گیرد. قرآن برای همه زمان‌ها و مکان‌هاست. ممکن است آیه‌ای درمورد معینی نازل شود، اما برای همه امت است.

آیاتی هم درمورد ابوجهل نازل شده است، اما عمومیت دارد : « ﴿ أرَأَیتَ الَّذِی یَنهی عَبداً إذا صَلّی أَرَأَیتَ إن کانَ عَلَی الهُدی أوأَمَرَ بِالتَّقوی » و در ادامه همین سوره می‌گوید : « ﴿ أرَأَیتَ إِن کَذَّبَ وَ تَوَلّی أَلَم یَعَلم بِأَنَّ اللهَ یَرَی .» این‌ها تصویرهایی از واقعیت انسان است. تصویر نخست و تصویر سوم تصویرهایی زشت و مظهر نافرمانی است و تصویر دوم تصویر انسانی است که در طریق هدایت است.

پس از این نصیحت‌ها و یادآوری به آدمی که هرآنچه از قدرت و جاه و مال در اختیار توست از جانب خداست و خداوند تو را از علق ساخت و تو به سوی خدا بازخواهی گشت؛ پس از این نصایحِ تربیتی شیوه تهدید را به کار می‌برد، چنان‌که متعارف است. این تهدید به زبانی است که بر جان عرب‌ها اثر دارد و آن‌چنان‌که گفتیم بر فطرت طبیعی و منحرف‌نشده عرب تأثیر می‌گذارد. فطرتی که ظرایف این کلمات را درمی‌یابد و از این آیات به شدت متأثر می‌شود.

« ﴿ کَلّا لَئِن لَم یَنتَهِ لَنَسفَعاً بَالنّاصِیَـةِ .» اگر ابوجهل یا هر انسان دیگری از منع نمازگزار بازنایستد یا اگر بی‌نیاز شد، نافرمانی کند و یا دروغ گوید و رویگردان شود. هر انسانی که خود را گم کند، خداوند او را ادب می‌کند. «نون» در «لسنفعاً» برای تأکید خفیف است؛ یعنی با شدت موی پیش سرش را می‌گیریم. «ناصیـة» در اینجا کنایه از موست. « ﴿ ناصیـة کاذبـة خاطئـة .» با شدت و خشونت موهای پیش سر دروغگوی کافر را می‌گیریم. بالطبع، این کلمات جای درست خود به کار رفته است تا اثر معنوی خود را بر نفوس شنوندگان بگذارد. «﴿ لَنَسفَعاً بِالنّاصِیَـةِ ناصِیَـةِ کاذِبَـة خاطِئَـة. » او را ادب خواهیم کرد. پس از مرگ ابوطالب چه خواهد گفت؟ ابوجهل چه خواهد گفت؟ هر انسانی در جهان چه می‌گوید؟ « ﴿ فَلیَدعُ نادِیَـه .» او به گروه و حزب و فرزند و قوم و خویش متوسل می‌شود. او به چه چیزی می‌نازد؟ او با بنده‌ای که نماز می‌گزارد مشاجره و دشمنی می‌کند. دشمنِ حق با حق می‌جنگد. چنین کسی به چه چیزی متمسک می‌شود؟ چه کسانی را می‌خواند؟ اجازه دهید جماعت خود را بخواند : « ﴿ سَنَدعُ الزَّبَانَیَـة .» اگر او به جماعت خود تمسک می‌جوید، ما نیز کارگزاران دوزخ را بر او مسلط می‌گردانیم. «زبانیه» شأنی از شئون جهنم و عذاب است. از این طریق کلمات فصیح و غریب در عقل و دل عرب راه پیدا می‌کند. این اسلوبِ دعوت و تهدید و تأدیب و نصیحت به کار می‌رود و انسان به این روش تأدیب می‌شود و در راه درست و خیر قدم می‌نهد.

پس از این، آیه پایانی سوره اشاره می‌کند که نترس و حتی اگر تو را بر سجده کردن تهدید کرد و تو سجده کردی، رفتار سختی خواهد داشت. این سجده که همان قرار دادن پیشانی بر زمین است و غایت خضوع و تواضع است، وسیله‌ای برای تقرب به خداوند است. به همین سبب، از او پیروی مکن و اهمیتی به نظرش مده و به کار خود ادامه بده، یعنی

برای خدا سجده کن و از او فرمان ببر، که بی‌شک این کار تو را به خدا نزدیک می‌سازد.

این آیه یکی از آیات چهارگانه سجده واجب است. کسی که این آیه را تلاوت می‌کند، باید به سجده برود. در این نوع سجده، طهارت و قبله و قراردادن پیشانی بر چیزهایی که سجده بر آن‌ها صحیح است و حتی نحوه قرار گرفتن مواضع هفت‌گانه سجده شرط نیست و هنگامی که انسان پیشانی خود را بر زمین یا مکان دیگری می‌گذارد، مستحب است کلماتی بگوید که نشان‌دهنده خضوع و تواضع انسان است : «لا إلهَ إلّا اللّهُ حَقاً حَقاً، لا إلهَ إلّا اللّهُ ایماناً وَ تَصدیقاً، لا إلهَ إلا اللّهُ عُبُودِیـةً، وَ رِقّاً، سَجَدتُ لَکَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لا مُستأنِفاً وَ لا مُستَکبِراً» یا چیزی بگوید که معنای خضوع و تواضع در برابر خدا را داشته باشد. حقیقت این است که تواضع و تسلیم کامل در برابر خدا عینِ عظمت و بزرگی است و همان تقریب به خداوند است. با این آیه این سوره پایان می‌پذیرد، سوره‌ای که همه آن یا آیات نخستین آن، اولین آیات وحی است.

صفحه396 از396