گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
میشود. این تعبیر، بسیاری از مسائل اجتماعی معاصر را به یاد ما میآورد. کسانی که نفاق میورزند، سخنان زیبا میگویند، ولی به مقتضای سخن خود عمل نمیکنند و خود را فوق بشر میپندارند و سطح آگاهی خود را بالاتر از دیگران میدانند. اینان با اینکه خود سفیهاند، دیگر مردم را به سخره میگیرند، در حالی که خودشان به سخره مستحقترند.
به تعبیر سوم میرسیم : استهزا. قرآن کریم میگوید : « ﴿ إِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَی شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴾ . ﴿ اللهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ﴾ .»[74]
قرآن کریم این اوصاف را در این عبارت زیبا و دلنشین خلاصه کرده است : « ﴿ أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَـةَ بِالْهُدَی فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ ﴾ .»[75] میتوانستند هدایت شوند و با هدایتشدنشان خود و جامعهشان را سود بخشند، اما نفاق ورزیدند و هدایتشان را فروختند و گمراهی را خریدند. در این معامله زیانکار هستند و آماج مشکلات قرار میگیرند؛ فقر، نادانی، تناقض اجتماعی و عقبماندگی اجتماعی ازجمله این گرفتاریهاست. انسان منافق علت این مشکلات است و خود هم اولین قربانی نتایج سوء نفاق است.
حقیقت این است که مبارزه سختی که قرآن کریم با نفاق دارد، خطر این بیماری را در جامعه به ما یادآور میشود. حتی کفر نیز از نفاق بهتر است. نفاق در جامعه بیماریای است که جز با برخورد شدید درمان نمیشود. به همین سبب، هر انسانی که بخواهد جامعهاش را اصلاح کند، باید با این بیماری مبارزه کند. به عبارت دیگر، اولین قدمی که انسان در راه اصلاح اوضاع جامعه برمیدارد، باید مبارزه با نفاقِ خودش و افراد جامعهاش باشد. با کمال تأسف نمیتوان انکار کرد که این بیماری در جامعه ما فراوان وجود دارد.
نفاق درجاتی دارد. همین که کسی به دیگری میگوید : مشتاق دیدار شما بودم و در درونش هیچ شوقی نداشته است، بلکه حتی میلی خلاف آن داشته، نقطه آغاز نفاق است. میگویند اینها تعارف است، همانطور که میگفتهاند : « ﴿ إنّما نَحنُ مُصلِحونَ ﴾ .» هنگامی که سخن نفاقآمیز آغاز شود، با کلام، با لبخند، با ملاقات، با تعارف، با مدحگویی بر منبر و با مدیحهگویی در شعر یا با مدح در شهادت دادن، بیماری نفاق وخیم میشود و رشد میکند. قرآن کریم میگوید : « ﴿ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکذِبُونَ ﴾ .»[76]
به این سبب، هرکدام از ما باید مبارزه با نفاق را در درون خود شروع کنیم و از گفتن چیزی جز آنچه به آن ایمان داریم و بیان چیزی جز آنچه احساسمان است، اجتناب کنیم. این چنین فردی میتواند خود را درمان کند و آنگاه از انتقال آن به دیگران جلوگیری کند یا دیگران را نصیحت کند. از خداوند میخواهیم که این ماه رمضان و این روزه و تلاش و جهاد ما را باعث صفای درون و قوت قلب و در نتیجه، نجات از نفاق، این بیماری بزرگ، قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمةاللّه برکاته.
[74]. «و چون به مؤمنان میرسند، میگویند : ایمان آوردهایم و چون با شیطانهای خویش خلوت میکنند، میگویند : ما با شما هستیم، ما استهزایشان میکنیم. خداست که آنها را استهزا میکند و وامیگذاردشان تا همچنان در طغیان خویش سرگردان بمانند.» (بقره، 14-15)
[75]. «اینان گمراهی را به هدایت خریدند، پس تجارتشان سود نکرد و در شمار هدایتیافتگان درنیامدند.» (بقره، 16)
[76]. «در دلهایشان مرضی است و خدا نیز بر مرضشان بیفزوده است و به کیفر دروغی که گفتهاند، برایشان عذابی است دردآور.» (بقره، 10)
