گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
کرامت انسان است که حفظ شده و محترم است. حتی اگر به کرامت انسان تعدی شود، انسان است که برتر و اساس دفاع از نفس است. احکام فراوانی از این آیه به دست میآید، مانند آنجا که خداوند میفرماید :« ﴿ فَمَنِ اعتَدی عَلَیکُم فَاعتَدُوا عَلَیهِ بِمِثلِ مَا اعتَدی عَلَیکُم ﴾ .»[78] این آیه حقی برای کسی که به او تعدی شده وضع کرده، اما به او اجازه داده است که عفو کند، مگر عفو او سبب طغیان ظلم و سبب پذیرفتن ظلم ظالمان باشد. این احکام عظیم، در ابتدای آیهای که خواندم، مقدمه تفسیر این آیه است که درباره آن بسیار بحث شده : « ﴿ وَ أَنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لا تُلقُوا بِأَیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَـة ﴾ .»[79] عجیب است که این جمله : « ﴿ وَ لا تُلقُوا بِأَیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَـة ﴾ » سندی است در دست برخی محققان زمانی که از آنها درباره جنگ و جهاد سؤال میشود و اینکه آیا دخول در جنگ بهمثابه انداختن خود در هلاکت است. چگونه انسانِ ملتزم به حکم قرآن به خود اجازه میدهد که خویش را به هلاکت بیندازد و به جنگ یا دفاع یا جهاد وارد شود؟ این تفسیر بسیار عجیبی است، با اینکه این آیه ضمن آیات جهاد و دفاع از نفس نازل شده و وجود آیه در این سیاق پرتو روشن و واضحی از فهم و تفسیر بر آن میافکند.
اما انفاق در آیه « ﴿ وَ أَنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ ﴾ » امری کلی است و به صورت خاص در این جایگاه شامل انفاق نفس میشود و بخشش نفس در راه خدا برترین نوع انفاق است. چون از مال، مقام، تجربه یا علم خود انفاق کنیم، بخشی از داراییمان را انفاق کردهایم. اما با انفاقِ نفس همهچیز را دادهایم و انفاق کردهایم. از همینروست که احکام شرع، مرگ در راه خدا را سبب بخشش همه گناهان قرار داده است. آنکه در راه خدا کشته میشود، خداوند همه گناهان پیشین و پسین او را میبخشد. بدین علت که چون انسان توبه میکند، از برخی تمایلات خود چشم میپوشد و چون نمازها و روزه و سایر واجبات را ادا میکند، قسمتی از نیروی خویش را صرف میکند. اما چون نفس خویش را قربانی راه خدا میکند، همهچیز را تقدیم کرده است. و این امر سبب بخشیده شدن گناهانش میشود. بنابراین، انفاق در شکل کامل خود، انفاق نفس در راه خداست.
البته، این کلمه سایر انواع انفاق را نیز در بر میگیرد. قرآن کریم پس از تأکید بر ضرورت تقدیم نفس در راه خدا، میگوید : « ﴿ وَ لا تُلقُوا بِأَیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَـة ﴾ .» این آیه نتیجه جمله اول است، چراکه انفاق در راه خدا مانع به هلاکت انداختن نفس است. چراکه اگر ما از جهاد سر باز زنیم، به ظالمان امکان تسلط بر خود را دادهایم، آنگاه در هلاکت دائم افتادهایم. اما اگر نفس خود را در راه خدا انفاق کنیم، خود را از خطر هلاکت دور کردهایم، چرا که با شهادت به زندگی ابدی راه یافتهایم و مرگ و هلاکت و ذلت ابدی را از امت دور کردهایم. این امر است که دو جمله را به هم پیوند میزند : « ﴿ وَ أَنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللهِ ﴾ » و « ﴿ وَ لا تُلقُوا بِأَیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَـة ﴾ » ؛ پیوند مستحکمی که هیچ شکی در آن نیست. همچنین این آیه و سایر آیات قتال را نیز با هم مرتبط میکند. آیاتی که همگی بر اساسِ عدل و دفع تجاوز است و لذا این آیه با این جمله دلانگیز پایان مییابد که : « ﴿ وَ أَحسِنُوا إِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحسِنِینَ ﴾ .» پس معنای جمله « ﴿ لا تُلقُوا بِأَیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَـة ﴾ » به عکس آن چیزی است که برخی محققان فهمیدهاند، چراکه دوری از هلاکت
[78]. «پس هرکس بر شما تعدی کند، به همان اندازه تعدیاش بر او تعدی کنید.» (بقره، 194)
[79]. «در راه خد انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.» (بقره، 195)
