گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
را برگزیدهاند؛ طاغوت را برگزیدهاند که همان بتها و خدایان زمینی باشند. طاغوت، هر معبودی جز خداست؛ چه مال و مقام و میل و شهرت و چه استبداد و ظلم کردن در زمین. طبیعی است که انسان به مال نیاز دارد و به مقام میل دارد و خودش را هم دوست میدارد. اما هنگامی که مبدأ انسان دوست داشتن خود یا دوست داشتن مال باشد و این دوست داشتنها به مهمترین ارزشهایش تبدیل شود، آدمی منحرف میشود. بنده مال و مقام میشود، نه خداوند. و این چنیناند کسانی که در زندگی اجتماعیشان یا بهطور کلی در زندگیشان، ظالمان و مستبدان و سرکشان را اطاعت میکنند. اینان از راه منحرف میشوند و به تعبیر قرآن، از روشنایی به تاریکیها میروند، چون وقتی چنین چیزهایی را میپرستند، در حقیقت خدایان زمینی و سرکشان زمین را میپرستند و آنان را در راه ظلم قرار میدهند و بهتدریج از عدالت و آزادمنشی خارجشان میکنند و در نهایت، از حقیقت نیز خارجشان میکنند.
طاغوت نماد خروج از عدالت، آزادی و خروج از حقیقت است. پس با اطاعت طاغوت و وقتی طاغوت ولیّ کسانی باشد که کفر ورزیدهاند، انسان بهتدریج از عدالت به سوی ظلم خارج میشود و از نور به تاریکیها میرود و از آزادی که خداوند به انسان بخشیده، به بندگی سرکشان روی میآورد. همچنین، انسان از حقیقت خارج میشود؛ زیرا اطاعت سرکشان حقیقت نیست و برخلاف واقعیت انسان، وجدان انسان و مصلحت انسان است. پس او از حقیقت به سوی باطل خارج میشود، یعنی از نور خارج میشود و به سمت ظلمات میرود و درنتیجه، از اصحاب جهنم میشود.
کسانی که خداوند یاری و دستگیریشان میکند، یعنی مؤمنان به خداوند، در مسیر کمالاند، اما کسانی که طاغوت را میپرستند، در مسیر نقص هستند و به تاریکی تدریجی میروند.
آنچه در آیات گذشته آمد، این حقیقت را توضیح بیشتری میدهد. آنجا که قرآن کریم در وصف خداوند متعال میگوید : « ﴿ لا إِلهَ إلَّا هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ لا تَأخُذُهُ سِنَـةٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ ﴾ .»[81] قرآن اینچنین قدرت خدا و عظمت او و حضور همیشگی او و احاطه او را بر همهچیز وصف میکند تا پشتیبانی مطلق برای انسان مؤمن باشد. سپس میگوید : « ﴿ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إِلّا بِإِذنِهِ ﴾ ،»[82] تا تأکید کند که شفاعت امکانپذیر نزد خداوند، مانند وساطتهای متعارف در جامعه ما نیست؛ وساطتهایی که فردِ نالایق را به جایگاهی شامخ برساند یا حق دیگران را به کسی که حقش نیست، بدهد یا کاری را که باید به دست افراد با صلاحیت باشد، به فرد ناصالحی بسپارد. در بارگاه خداوند متعال هیچ شفاعت و سفارشی پذیرفته نیست، مگر به اجازه او. یعنی در بارگاه الهی جز بر تلاش انسان تکیه نمیشود، همچنانکه در موضعی دیگر از قرآن کریم بر این مطلب تکیه میشود. جایی که میگوید : « ﴿ وَ أَن لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلّا ما سَعی ﴾ .»[83] پس تلاش در پیمودن مسیر تنها سبب نزد خداوند است و در این صورت است که تصویر تکمیل میشود.
انسان مؤمن هدفش را خداوند – یعنی حق مطلق و کمال مطلق و زیبایی مطلق و عدالت بیپایان و رحمت
[81]. «اللّه خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست، زنده و پاینده است، نه خواب سبک او را فرامیگیرد و نه خواب سنگین. از آن اوست هرچه در آسمانها و زمین است.» (بقره، 255)
[82]. «چه کسی جز به اذن او، در نزد او شفاعت کند؟» (بقره، 255)
[83]. «و اینکه : برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند، نیست.» (نجم، 39)
